«مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى»


ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز ميگردانيم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‏آوريم.

پروژه پایان جهان همچنان ادامه دارد – قسمت سوم

جی سبک – بسم الله الرحمن الرحیم ، در این قسمت که قسمت آخر از سری پروژه پایان دنیا می باشد به دید تاریخی ایم موضوع پرداخته ایم.

تنها ادیان غیر وحیانی در جهان آینده حضور دارند

تنها نشانی که از ادیان که در این فیلم اجازه می­ یابد به کشتی جهان آینده راه یابد، بودیسم است. بودیسم مجموعه­ای از آموزه ها و تجربه­های فردی است و شخص بودا هیچگاه ادعای پیامبری نداشته است.

تنها نشانی که از ادیان که در این فیلم اجازه می­ یابد به کشتی جهان آینده راه یابد، بودیسم است.

در ده­های اخیر به دنبال گرایش عمومی به مذهب در جوامعه غربی، این دین شرقی به عنوان گزینه مناسبی برای ممانعت از گرایش جوانان به ادیان ابراهیمی، از سوی کانونهای رسانه­ای غرب تبلیغ شده است. در این فیلم نیز کارگردان به صورت نمادین تنها این دین را که به راحتی با شاخص­های فرهنگی تمدن مدرن کنار می­آید، به دنیای آینده راه می دهد.

 پروژه پایان دنیا (7)

تریلر دیگری از فیلم ۲۰۱۲

رهبر جهان آینده آمریکاست!

در این فیلم ۸ کشور صنعتی به رهبری امریکا اقدام به ساخت پناهگاهی در تبت باری عزیمت به دنیای آینده می­کنند. در مراحل شناسایی این خطر بزرگ نیز دانشمندان امریکایی سرپرستی پروژه را برعهده دارند. با اینکه افرادی از شرق و کشور چین نیز در پروژه حضور دارند ولی نقش آنها عمدتاً تکنیسین و نیروی اجرایی است و اتفاقاً یکی از کارگردان چینی است که با تلاش برای ورود غیرقانونی برادر و مادربزرگش به درون کشتی سبب به خطر افتادن جان هزاران نفر می­شود.

پروژه پایان دنیا (10)
رئیس جمهور امریکا در این فیلم سیاهپوست انتخاب شده است تا با شخصیت واقعی رئیس جمهور کنونی این کشورتطبیق داشته باشد و باورپذیری نزدیک بودن حادثه ۲۰۱۲ را عمیق ­تر کند.

مرد خشن و خوشگذران و میلیونر روسی نیز که نمادی از روسیه است به رغم اینکه با پول و نفوذ فراوان خود جایی در دنیای آینده خریده است از حضور در آن باز می­ماند و تنها فرزندان کودن و ناتوانش به پشتوانه کار پدرانشان در آینده حضور می­یابند. به عبارت روشن فیلم جهان آینده را جهانی در تسخیر و تسلط قدرت­های غربی و بخصوص امریکا نشان می­دهد.

جالب اینجاست که ملکه انگلیس نیز به عنوان عضوی غیرقابل حذف از جهان آینده به کشتی وارد می­شود. رئیس جمهور امریکا در این فیلم سیاهپوست انتخاب شده است تا با شخصیت واقعی رئیس جمهور کنونی این کشور تطبیق داشته باشد و باورپذیری نزدیک بودن حادثه ۲۰۱۲ را عمیق ­تر کند.

نظم نوین غربی در حال شکل­ گیری می باشد

جکسون شخصیت اصلی فیلم، یک نویسنده است. او کتابی به نام “خداحافظ آتلانتیس” نوشته است که حاصل عمر اوست. جکسون برای نگارش این کتاب با بسیاری از آینده ­پژوهان و پیشگویانی که در فیلم به آنها اشاره می­ شود، صحبت کرده است.

محتوای کتاب جکسون در هیچ کجای فیلم به روشنی بیان نمی­ شود ولی می­ دانیم کتابی درباره جهان آینده است. بیشتر از هر چیز نام این کتاب گویاست. آتلانتیس جدید عنوانی است که فرانسیس بیکن به عنوان اولین متفکر و رویاپرداز جهان مدرن، برای توصیف شهر آرمانی خود از آن استفاده کرده است.

John Cusack and Lily Morgan, left, in Columbia Pictures' "2012." The action film will be released November 13, 2009.

جکسون شخصیت اصلی فیلم، یک نویسنده است.

او کتابی به نام “خداحافظ آتلانتیس” نوشته است که حاصل عمر اوست.

آتلانتیس نو همواره در ادبیات رسانه­ای غرب برای اشاره به جهان آینده ­ای که برتری و قدرت بیشتر تمدن غرب را در خود دارد، استفاده می­شود. خداحافظ آتلانتیس به طور ضمنی اشاره به همان آتلانتیس جدید در جهان آینده است که بر اساس نظم نوین جهانی مورد نظر غرب شکل می­ گیرد. در این نظم نوین ادیان به تمامه جایگاهی ندارند و میراث کانونهای مخفی و غیر دینی قرون گذشته جایگزنی آنها می­ شود.

فرانسیس بیکن نویسنده کتاب آتلانتیس نو، عضو فرقه عرفانی مخفی و غیرمسیحیِ رزه کروشن یا چلیپائیان گلسرخی بود. جالب اینجاست زمانی که گروه مطلع از حادثه بزرگ تصمیم می گیرند میراث فرهنگی و گذشته جهان را برای بقاء در آینده گزینش کنند به سراغ آثار لئوناردو داوینچی می­روند و در هیچ نمایی دیده نمی­ شود که حتی یک کاغذ از آثار دینی همچون کتاب مقدس برای بقاء در جهان آینده گزینش شود.

پروژه پایان دنیا (12)

فرانسیس بیکن نویسنده کتاب آتلانتیس نو، عضو فرقه عرفانی مخفی و غیرمسیحیِ رزه کروشن یا چلیپائیان گلسرخی بود.

لئوناردو داوینچی نیز از جمله افرادی است که عضویت او در انجمنهای فراماسونری و دیر صهیون به شدت در سالهای اخیر مورد تبلیغ قرار گرفته است. اینکه کوه­های تبت که همواره نمادی از عرفان­های شرقی غیروحیانی بوده است، به عنوان محل عروج و عبور به جهان آینده معرفی می­شود نیز معنایی کاملاً سمبلیک دارد.

اظهارات رسمی را باور نکنید

درست به این دلیل که پروژه رسانه­ای ۲۰۱۲ بر اساس رویاپردازی های فرقه­ ای صورت گرفته است و فاقد مبنای علمی و قابل اتکاست در فیلم به طرز زیرکانه­ ای انکار مقامات رسمی توجیه می­ شود.

از نظر فیلم وقتی مقامات می­ گویند خطری در کار نیست، بیشتر باید ترسید و نگران بود؛ چرا که مقامات رسمی همواره سعی در آرام نگه داشتن مردم در شرایط خطر دارند تا گروه برگزیده به سلامت وارد پناهگاه­ها و کشتی­ها شوند. این شگرد فیلم سبب می­شود همواره برای باور کردن شایعات و جنجال­های فاقد منبع و اعتبار توجیهی در ذهن مخاطب وجود داشته باشد. شایعات و جنجالهایی که به صورت پنهانی از سوی کانون­های خاص مدیریت می­شود.

هرچند شایعات مربوط به پایان جهان در سال ۲۰۱۲ بواسطه این فیلم سینماییِ جذاب و سرشار از جلوه ­های ویژه، در سراسر جهان منتشر شد ولی نباید تصور کرد این مسأله برای اولین بار در این فیلم مطرح شده است.

دسته بندی سناریوهای پایان جهان:

در مجموع جنجالهای تبلیغاتی مربوط به حوادث ۲۰۱۲ بر چند محور سناریوی اصلی به عنوان گزینه های محتمل در سال ۲۰۱۲ تأکید می­ شد:

۱- بروز بلایای طبیعی گسترده همانند طوفان، سیل، زلزله و سونامی در سال ۲۰۱۲ از از میان رفتن نظم زیست محیطی زمین

۲- بحران اقتصادی و هرج و مرج­های اجتماعی

۳- حمله به امریکا و اروپا از سوی یک قدرت شیطانی و خطرناک و به وقوع پیوستن هولوکاست اتمی

۴- تغییر نظم معنوی جهان و حاکم شدن باورهای جدید در ذهن انسانهای روز زمین

در این تبلیغات گسترده از چند باصطلاح منبع یا سند برای باور پذیر نمودن ادعاهای طرح شده، استفاده شده است:

۱– تقویم تمدن مایاها: که پایان جهان را روز ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲ معرفی می­کند.

۲- نقاشی­های جدید کشف شده منتسب به نوسترآداموس و کتاب پیشگویی ­های این کیمیاگر مشهور فرانسوی

۳- شرایط خاص زمین در کهکشان راه شیری در سال ۲۰۱۲ و احتمال جابجایی قطبهای زمین یا برخورد سیاره­ای ناشناس به نام سیاره ایکس به زمین یا تغییرات زیست محیطی عظیم

۴- پیشگویی­های کتاب مقدس یهودیان یا همان عهد عتیق

 

تقویم مایاها چیست و چگونه پایان جهان را در روز ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ پیشگویی می­ کند؟

تمدن مایاها یکی از تمدنهای بزرگ باستان در امریکای مرکزی و جنوبی است که آثار معماری و نقوش و بقایای به جا مانده از آنها در دل جنگلهای مکزیک و گواتمالا هنوز پابرجاست. مردم مایا مهمترین سرخپوستان قاره امریکا محسوب می­شوند.

بر خلاف تصوری که تاریخنگاران غربی از وضعیت قاره امریکا پیش از ورود سفیدپوستان ارائه می­کنند، این منطقه در طول تاریخ مردمانی با فرهنگهای توسعه یافته و تمدنهای قابل توجه را در خود جای داده بود. اوج تمدن مایاها به سالهای ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی برمی­گردد. سالهایی که دوران طلایی مایاها نامیده می­شود. نابودی مایاها با ورود سفیدپوستان اسپانیایی به این منطقه صورت گرفت. مایاها سلاح گرم نداشتند و در برابر هجوم سفیدپوستان به صورت گسترده به اسارت در آمدند و در برخی موارد نیز به طرز فجیعی قتل عام شدند. آنها در سالهای بعد به عنوان رعیت اسپانیایی­ها در کوهستانها زندگی می­کردند و هنوز دسته های کوچکی از آنها در کوهستانهای مکزیک، السالوادور و گواتمالا وجود دارند. سوزانده شدن کتابها و متون مایاها توسط سفیدپوستان که در موضوعاتی مانند تاریخ قوم مایا، نظام اعتقادی، ستاره شناسی و پیشگویی، ریاضیات، طب و گاهشماری را در بر می‌گرفت، بررسی فرهنگ این قوم را دشوار کرده است.

مایاها برای تعیین زمان کاشت و برداشت کشاورزی و اوقات و روزهای مذهبی خود تقویم­های متعددی را تنظیم کرده بود. در میان مایاها دست کم سه نوع تقویم رایج بود، تقمیم ۲۶۰ روزه که در ان هر سال ۲۶۰ روز بود و زمان آیینهای قومی را مشخص می­کرد، تقویم ۳۶۰ روزه که مشابه تقویم کنونی ماست و بیشتر در کشاوری کاربرد داشت و تقویم ۵۲ ساله که بیشتر برای ثبت تاریخ مایاها استفاده می ­شد.

در تقویم نگاری مایاها همانند هر تقویم نگاری دیگری دورانهای مشخصی وجود دارد که با پایان آن دوره جدیدی آغاز می­شود. برای مثال در تقویم جلالی هر دوره یک ساله در ۲۹ اسفند پایان می­یابد و دوره جدید یکساله آغاز می­شود. در یکی از خوانش­ها از تمدن مایاها بزرگترین دوره یک دوره چند هزار ساله است که در سال ۲۰۱۲ پایان می­یابد ولی این پایان یافتن به معنای تمام شدن دنیا از نظر مایاها نیست بلکه به معنای آغاز دوره جدید در تقویم آنهاست.

با این حال در پروژه رسانه­ای ۲۰۱۲ به طور گسترده اینگونه وانمود می­شود که مایاها پیشگویی کرده ­اند دنیا در ۲۰۱۲ به پایان خواهد رسید. مرد دیوانه ­ای که در فیلم ۲۰۱۲ بر تپه ای در پارک یِلو اِستون مستقر شده است، نیکسون را مجاب می­کند که این پیشگویی توسط قوم مایاها انجام شده است. در واقع ترکیب تقویمهای مختلف مایاها یک دوره بزرگ را به لحاظ ریاضی تشکیل می­دهد که از ۱۱ آکوست سال ۳۱۱۴ قبل از میلاد آغاز می­شود و در تاریخ ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ به پایان می­رسد.

البته باید توجه داشت این یک تقریب محاسباتی است و صرفاً به دلیل اینکه ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ با برخی پیشگویی­های دیگر قابل تطبیق است از بین نتیجه محاسبات مختلف این روز خاص برای معرفی روز آخر دوره تقویم مایاها انتخاب شده است. برای مثال عدد یازده برای کانونهای رازآمیز و فراماسنری عددی مهم است. از این رو روز ۲۱ دسامبر انتخاب شده است تا جمعه اعداد روز ۲۱ام ماه ۱۲ام سال ۲۰۱۲ یازده شود و بتوان به نوعی آن را با آموزه ­های سرشار از خرافه فراماسونها ربط داد.

سوال اینجاست که چرا شبکه رسانه­ای غرب به طور گسترده این شایعه که هیچ مبنای تاریخی و علمی ندارد را به مایاها نسبت می­دهد؟ آیا در ورای این تبلیغات عظیم و پر هزینه هدف خاصی نهفته است؟

نوسترآداموس کیست و کتاب و نقاشی­های منتسب به او چقدر معتبر است؟

پروژه پایان دنیا (32)میشل نوتردامی مشهور به نوسترآداموس پیشگوی یهودی- فرانسوی سده شانزدهم میلادی، نامدارترین پیشگوی دوران معاصر است ولی اینگونه نیست که او واقعاً یک پیشگو بوده باشد. نوسترآداموس را تبلیغات گسترده عامه و هالیوودی در دهه­های اخیر زنده نگه داشته و در میان مردم عوام غرب شهرت و مقبولیتی سطحی برای او فراهم آورده است. محققان برجسته او را بیشتر شیادی می­دانند که پیشگویی­های کوتاه­مدت او حتی در زمان حیاتش هم تحقق نمی­یافت. رونالد سایر استاد دانشگاه ویسنکانسین درباره او می­نویسد: « ترجمه­های نادرست و تأویل ­های خیالپردازانه هوادارن مشتاق سبب شده مردم ساده لوح باور کنند که پیشگویی­ها برخی از حوادث چهار سده گذشته را از قبل بیان کرده است. ولی در واقع این پیشگویی­ها به فضای تاریخی سده شانزدهم و آرزوهای کشورگشایانه پادشاه فرانسه و امپراطور آلمان تعلق دارد. هرچند پیشگویی­های او غالباً نادرست از آب در آمده، ولی شهرت نوسترآداموس به عنوان بزرگترین پیشگوی رنسانس بی تزلزل باقی ماند».

کتاب معروف نوستر آداموس با عنوان «پیشگویی­های نوسترآداموس» در واقع صدها فقره پیشگوییِ گنگ به زبان فرانسه است که قابل تأویل و تفسیرهای مختلف می­باشد. نوسترآداموس در این کتاب شاعرانه به پیشگویی حوادث از نیمه سده شانزدهم تا پایان جهان می­پردازد. ویل دورانت تاریخنگار مشهور درباره این کتاب می­گوید: « مطالب کتاب چنان ماهرانه در لفاف ابهام پیچیده شده است که هر سطر آن می­ تواند تقریباً بر هر واقعه ­ای از تاریخ آینده انطباق یابد.»

تغییرات زیست محیطی عظیم

سومین دستمایه که برای توجیه پدیده ۲۰۱۲ در محصولات ذکر شده، یافته­های علمی فیزیکدانها، زمین­ شناسان، ستاره­ شناسان و متخصصان آب و هوا درباره تغییرات عظیم در چرخه حیاتی زمین است. بر اساس این ادعاها، در سال ۲۰۱۲ و ماهای پایانی آن یکی از احتمالات زیر به وقوع خواهد پیوست: نخست اینکه قطب مثبت و منفی مغناطیسی زمین جابجا خواهد شد و تمام شرایط جوی جدید طوفانهای سهمگین به وجود خواهد آورد؛ دوم اینکه سیاره یا شهابسنگ ناشناخته­ای که نام سیاره ایکس بر آن نهاده شده، در تاریخ موعود به زمین می­رسد و با آن برخورد می­خورد. سوم اینکه طوفانهای مغناطیسی خورشیدی بزرگی روی خواهد داد که سبب گرمای درون زمین و آتشفشانها و سیلهای گسترده می­شود.

در شبکه  گسترده محصولات تولید شده هیچ گاه دلیل علمی و قانع کننده­ای برای اطلاعات فوق ذکر نشده­است و این ادعاها از سوی هیچ مرکز علمی/تحقیقاتیِ رسمی و شناخته شده مورد تأیید قرار نگرفته است. جالب اینجاست سازمان ناسا در پی مراجعات مکرر به دفاتر آن، تنها پس از آنکه تب پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ همه جا را گرفت، در بخش کوچکی از وبسایت رسمی خود اعلام کرد یافته علمی و فضاشناسانه­ای مبنی بر پایان جهان سندیت علمی ندارد. جالب اینجاست که ناسا پیش از این به کارشناسان خود اجازه داده بود در برنامه­ های جنجالی و شبه مستند مربوط به پایان جهان در سال ۲۰۱۲ شرکت کنند. برای نمونه دیوید سی بک (David SiBeck) که از دانشمندان فیزیک نجومی ناساست، با عنوان سازمانی خود در مستند تأثیرگذار «اثر نوسترآداموس» به عنوان کارشناس حاضر شد و درباره شواهد علمی نابودی زمین در اثر طوفانهای مغناطیسی خورشیدی در سال ۲۰۱۲ سخن گفت. گویی مدیریت این سازمان فضایی نیز نسبت به گسترش شایعات در این خصوص به دلایلی حساسیت چندانی نداشته است.

پروژه پایان دنیا (35)
دیوید سی بک (David SiBeck)

نقش کابالا

چهارمین دستمایه قبولاندن پایان جهان در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ برخی برداشتهای ذوقی و شاعرانه از متون کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است. در واقع این دستمایه نه به عنوان سندی برای عموم مخاطبان بلکه به عنوان بهانه­ای برای رنگ و بوی مذهبی بخشیدن به این سناریوی رسانه­ای و جذب مخاطبانی که گرایشات مذهبی دارند، مورد استفاده قرار گرفته است. روش استفاده از متون مقدس در این بازی قرائت آنها و استفاده از معانی­شان نیست. بلکه همانند جدول کلمات متقاطع سعی می­شود عبارتهای مورد نظر و نزدیک به موضوع مورد نظر از میان انبوه کلمات و حروف یافت شود، این روش درست همانند زمانی است که با خیالپردازی شکل دلخواهمان را در ابرهای آسمان می ­بینیم.

” پیشگویی یک سنت یهودی است، و جنبش صهیونیزم بین الملل که همه شما نقشی در آن ایفاء کرده ­اید، این سنت را دنبال کرده است. این سنت، رویاهای رهبرانش را به فعالیت­های سیاسی تبدیل می­ کند.”

این بخشی از سخنرانی جان اف کندی رئیس جمهور امریکا در سال ۱۹۶۰ در هتل استاتلر هیلتون نیویورک است. رئیس جمهوری که تا حدی سعی می­کرد نفوذ صهیونیسم در جامعه امریکا را کنترل کند ولی به طرز رازآمیزی به قتل رسید.

** ADVANCE FOR WEEKEND EDITIONS, FEB. 18-20 **FILE**U.S. President John F. Kennedy reports to the nation on the Cuban missile crisis from the White House in Washington, Nov. 2, 1962. The president told radio and television listeners that Soviet missile bases "are being destroyed" and that U.S. air surveillance would continue until effective international inspection was arranged. (AP Photo) ORG XMIT: NY326

کندی: پیشگویی یک سنت یهودی است.

این سخن جان اف کندی درست است که پیشگویی­های رازآمیز و شبه­دینی با تعیین وقت برای حواث خاص همچون ظهور مسیح غالباً اهداف پنهان سیاسی دارد و یک سنت صهیونیتسی است. این سنت که برگرفته از آموزه­های فرقه­ کابالا یا همان عرفان سیاسی یهود است، از زمان جنگ­های صلیبی و سده­های پس از آن تا به امروز ادامه داشته است.

مکتب کابالا کارکرد احیاء و ترویج آرمانهای مسیحایی را به دست داشت و این آرمانها در بنیاد تحریکات جنگ افروزان هصلیبی سده سیزدم و تکاپوهای شبه مسیحی و نوصلیبی سده های پس از آن نقش کلیدی داشت. در سده چهاردهم پیشگوئی­های اسرار امیز درباره ظهور قریب الوقوع مسیح در بیت المقدس در سراسر ایتالیا که کانون مسیحیت بود از سوی هسته­های کابالا و منجمان پر نفوذ یهودی رواج یافت.

این تبلیغات حتی شخص پاپ و دیگر کانونهای فکری و سیاسی دنیای مسیحیت را به شدت متأثیر کرده بود. آبراهام ابولافی منادی فرقه کابالا بود که در سال ۱۲۸۰ نا نفوذ در دربار پاپ نیکلاس سوم، با شور و شدت ظهور مسیح را در سال ۱۲۹۰ پیشگویی نمود. برای نمونه دیگر گرسونیدس نوه نهمانیدس نیز ظهور مسیح به داوود را درسال ۱۳۵۸ پیشگویی نکرد. هرچند این پیشگویی تحقق نیافت ولی مأموریت بسیج نیروهای مسیحی و تهییج آنها برای حمله به بیت­ المقدس به نتیجه رسید. مسیحیان آماده سفر و جنگ علیه مسلمانان در بیت المقدس شدند تا در زمان ظهور مسیح در آنجا باشند. البته همان زمان در ایتالیا کسانی بودند که آبراهام ابولافی را کلک باز و شیاد میدانستند. اسحاق لاپیرر که دایرالمعارف یهود او را پدر صهیونیسم می خواند نیز از کسانی بود که در قرن هفدهم پیشگویی­هایی درباره فتح سرزمین بیت المقدس به دست پادشاه فرانسه انجام داد. پیشگویی او نیز هیچگاه تحقق نیافت و پادشاه فرانسه به بیت المقدس نرسید. ولی زمینه مسیحیان به یهودیانی که از نظر آنها قاتل مسیح بودند با سخنان او فراهم شد. او از اولین کسانی بود که “پیروی نهایی مسیحیان” را در گرو احیاء دولت صهیون معرفی کرد.

ناتان غزه­ای از جمله دیگر پیروان کابالا بود که اعلام کرد در ۳۱ مه ۱۶۶۵ مسیح بن داوود در ارشلیم ظهور خواهد کرد ولی این ظهور تحقق نیافت. کمی بعد شابتای زوی از دیگر رهبران کابالا ظهور مسیح را در سال ۱۶۶۶ پیشگویی کرد. این پیشگوییها که توسط دیگر کابالیستها و مرویج مسیحی آن دامن زده می­شد سبب شد موج بزرگی در اروپا جان بگیرد و حتی بسیاری از مردم فقیر با فروش خانه و وسایل خود راهی زیارت بیت المقدس شوند. این موج مشکلات بزرگی برای دولت عثمانی ایجاد کرد و این همان چیزی بود که طراحان این پیشگویی­ها به دنبال آن بودند.

طبیعتاً با گسترش ابزارهای اغواکننده ارتباط جمعی و بخصوص سینما، این سنت دیرینه با سهولت و البته پیچیدگی بیشتری انجام می­شود. برای نمونه در طول دهه نود میلادی هالیوود فیلمهای مختلفی درباره حمله یا خطری قریب الوقوع که متوجه خاک امریکاست تولید و پخش کرد، این فضاسازی روانی با پخش فیلمهایی درباره پیشگوی ظهور شیطان در استانه هزاره سوم همراه شد. بسیاری از تحلیلگرانی که در آن دهه سینمای امریکا را دنبال می­کردند همان زمان اعلام کردند که مردم امریکا آماده پذیرش یک جنگ شده­اند. کمی بعد سناریوی یازده سپتامبر رخ داد و امریکا برای یک دوره طولانی وارد جنگ در خاورمیانه شد. جنگی که همچنان ادامه دارد.

یکی از فیلمهای مشهور آن دوران فیلم روز استقلال است. این فیلم نشان می­دهد که خطر مهاجمانی که از آسمان آمده ­اند ابتدا از طریق عراق و روسیه وارد زمین می ­شوند و در نهایت به امریکا حمله می ­کنند و در نهایت رئیس جمهور امریکا در جنگی تمام عیار در مقابل آنها می­ ایستد. کارگردان این فیلم کسی نبود جز رولاند امریش کارگردان سینمایی ۲۰۱۲٫ آیا دشوار است این فیلم را نیز همانند روز استقلال بخشی از یک پازل رسانه­ ای برای ایجاد التهام در ذهن مردم سراسر جهان و در نتیجه پذیرش یک تغییر که منافع کانونها و محافل صهیونیستی را تأمین می­کند بدانیم؟

پروژه پایان دنیا (37)
فیلم روز استقلال به کارگردانی رولاند امریش

ولاند امریش کارگردانی با ذهن آخرالزمانی است و این ذهنیت در کارهای دیگر او همچون روز پس از فردا نیز به خوبی دیده می­شود. کاترین هریس خبرنگار روزنامه گاردین در مطلبی که در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸ یعنی یک سال پیش از اکران سینمایی ۲۰۱۲ درباره امریش منتشر کرد در توصیف محل اقامت او گفت: رولاند اریش تصویری فتوشاپی از رئیس جمهور ایران را در اتاق خواب خود قرار داده بود. این مسأله نشان می­دهد که این کارگردان نسبت به تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه و به خصوص ایران دست کم کنجکاو است و انعکاس آن در فیلهایش خالی از وجه نیست.

شاید پیش از این سناریوهای سیاسی و سلطه جویانه کانونها و محافل صهیونیستی پس از انتشار پیشگویی­ها و شایعات عوام فریب امکان اجرا و تحقق می­یافت ولی پروژه رسانه­ای ۲۰۱۲ و ناکامی آن در زمینه­سازی برای تحقق تغییری در منطقه خاورمیانه به نفع سیاستهای نظام سلطه نشان داد، این شگرهای کهنه که صدها سال است توسط این کانونها مورد استفاده قرار می­گیرد، دیگر کارایی چندانی ندارد. به قدرت رسیدن اسلامگرایان در کشورهای در حال تحول منطقی و رسوایی­های مداوم نظامی و سیاسی امریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه کمترین نشانه این ناکارآمدی و شکست است و نشان می­دهد اینگونه جنجالهای پرهزینه رسانه­ای دیگر جز تحمیل هزینه ­های گزاف نتیجه ­ای برای این کانون­ها ندارد.

پروژه پایان جهان همچنان ادامه دارد …

براساس آنچه گفته شد، می توان دریافت که پروژه ۲۰۱۲ در واقع بخشی از یک زنجیره گسترده ­تر ناشناخته است. به عنوان نقشه جایگزین در صورتی که تمهیدات و شرایط مورد نظر برای تغییرات طراحی شده تا سال ۲۰۱۲ فراهم نگردد، یک سال دیگر به عنوان جایگزین ۲۰۱۲ در نظریه «پایان دنیا» معرفی خواهد شد.

طلیعه این معرفی قابل مشاهده است. بر اساس ادعای کانونهایی که به شایعه سال ۲۰۱۲ دامن زده­اند، پی بردن به یک اشتباه محاسباتی به ما نشان می­دهد که پایان جهان نه در سال ۲۰۱۲ بلکه در سال ۲۰۱۳ رخ خواهد داد. در این موج جدید رسانه­ای که پیشبینی می­شود به زودی ابعاد آن گسترده تر گردد، ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳ جایگزین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ شده است. برای آشنایی بیشتر با ابعاد این جنجال جدید رسانه­ ای می­توانید به کتاب

۲۰۱۳: The End of Days or a New Beginning: Envisioning the World After the Events of 2012

یا کتاب

۲۰۱۳: The Beginning Is Here

منتشر شده در سال ۲۰۱۱ مراجعه کنید.

جالب اینجاست در جریان رسانه­ای نوظهورتری که هنوز صورت گسترده نیافته است، گفته شده سال ۲۰۲۳ از سوی نوسترآداموس به عنوان پایان دنیا معرفی شده است نه سال ۲۰۱۲ (برای اطلاعات بیشتر به این مقاله نوشته رابرت استینگر و این مقاله مراجعه نمایید.).

در نسخه بسیار کم صدا تر این جنجال، سال ۲۰۳۵ به عنوان سال حوادث پایانی معرفی شده است. همچنان که مشاهده می­شود در بازه­ های ۱۱ ساله دستمایه رسانه ­ای به منظور ملتهب ساختن افکار عمومی جهان همانند آنچه در پروژه ۲۰۱۲ رخ داد، تمهید شده است. معنای سخن آن است که پروژه ۲۰۱۲ تنها بخش کوچکی از یک پروژه زنجیره­ ای است که به منظور زمینه­ سازی تحقق تغییرات مورد نظر غرب در نقاط خاصی از دنیا تدارک شده است. ریدلی اسکات کارگردان شهیر و مرموز انگلیسی نیز در آخرین کار خود با نام پرومتئوس و کلیپ­ های مکمل آن، سال ۲۰۲۳ را به عنوان سالی که بشر بر روی زمین جایگاهی همانند خدایان می­یابد، معرفی کرده بود.

یکی از کلیپ های مکمل فیلم پرومتئوس

منبع:شرق



بسم الله الرحمن الرحیم ، سرهندی هستم مدیر سایت جنبش مردمی احیای سبک زندگی اسلامی ، هدف ما از گردآوری این سایت الگو گیری از بزرگان اسلام و ترویج زندگی سالم است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *