«مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى»


ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز ميگردانيم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‏آوريم.

وصیت نامه شهید محمد حسین هراتی

جی سبک ، بسم الله الرحمن الرحیم ، شهید محمدحسین هراتی فرزند زین العابدین در تاریخ ۱۳۴۲/۰۱/۰۳ در شهرستان دامغان به دنیا آمد.  بعد از اتمام دوره ی ابتدایی وارد مقطع راهنمایی شد. علاقه ی زیادی به تحصیل داشت و تمام مراحل را تا اخذ دیپلم با موفقیت پشت سر گذاشت. پس از اخذ دیپلم ،به عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان درآمد و در آنجا مشغول به کار شد.

در آن سال ها کشورمان آماج حملات ارتش مزدور عراق به سرکردگی صدام حسین معدوم قرار گرفته بود و بسیاری از شهرهای مرزی درگیرحملات وحشیانه دشمنان بعثی شده بودند و مردمان این شهرها بی خانمان شده بودند و پناهگاهی نداشتند.

این شهید والا مقام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ بر اثر اصابت تیر به سینه، قله ی رفیع شهادت را فتح کرد و از جام شیرین آن سیراب شد. پیکر پاک این بسیجی دلاور و سرافراز در فردوس رضا،گلزار شهدای دامغان به خاک سپرده شد و در جایگاه ابدیش آرام گرفت.

 

متن وصیت نامه شهید محمد حسین هراتی

بسمه تعالي

« ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون »

گمان مبريد آنان كه در راه خدا شهيد مي‌‌شوند مرده‌‌اند. خير، آن‌‌ها زندگاني هستند (نزد)

پروردگارشان روزي مي‌‌خورند.

اينجانب محمدحسين هراتي فرزند زين‌‌العابدين هراتي داراي شماره شناسنامه شماره يك متولد ۱۳۴۲ وصيت‌‌ نامه خود را با شهادت به يگانگي خدا كه همه از او هستم و به سوي او باز مي‌‌گرديم.

انا لله و انا اليه راجعون و با شهادت به ختم رسول محمد بن عبدالله و جانشينان آنه‌‌ا از حضرت علي تا خاتم آن‌‌ها حضرت بقيه الله آقا امام زمان كه اميد همه محرومان جهان به او دوخته است و با درود و سلام بر نايب بر حقش امام خميني كه چراغ هدايت را در پيش روي ما روشن كرد و با سلام بر او كه ما را به وادي عاشقان الله كشاند.

و با سلام بر تو اي پدر و مادر گرامي و اي پدران و مادران شهدا. آفرين بر شما كه در دامن پاك خودتان علي‌‌اكبر علي‌‌اصغرها و قاسم‌‌ها را پرورش داديد و براي ياري دين اسلام به ميدان‌‌های جهاد فرستاديد.

آفرين بر شما كه در آن دنيا سرتان در پيش روي امامان و فاطمه زهرا و زينب كبري بلند است. پدر و مادر عزيزم مي‌‌دانم در زندگي زحمت زيادي براي من كشيده‌‌ايد اما من هيچ‌‌گونه استفاده‌‌اي براي شما نداشته‌‌ام و نتوانسته‌‌ام زحمت‌‌هاي شما را جبران كنم. اميدوارم مرا عفو كنيد و اميدوارم ثواب اين زحمت‌‌ها را خدا به شما بدهد.

من براي جهاد در راه خدا از خانه با آگاهي كامل خارج شدم و به جبهه‌‌هاي نبرد حق عليه باطل آمدم والله قسم ماندن يك لحظه در جبهه را به يك عمر در پشت جبهه نمي‌‌دهم انسان تا زماني كه به اين ديار نيامده است قدر اين نعمت را نمي داند واقعاً همان‌‌طور كه امام گفت اين جنگ نعمت است ما به طور وضوح مي‌‌بينيم كه اين جنگ نعمت است اگر چه ما شهدا زيادي داديم اما خون اين شهدا باعث به خروش آمدن ملت‌‌ها مي‌‌شود و انقلاب ما سريع‌‌تر به كشورهاي ديگر صادر مي‌‌شود و احكام قرآن در جهان پياده مي‌‌شود و انسان هم براي اين به دنيا آمده است كه احكام خدا را در روي زمين پياده كند و آن‌‌قدر رشد كند كه به جز خدا نبيند.

شهدا ما آن‌‌قدر رشد كردند كه دست از همه چيز كشيدند و عاشقانه به ديدار الله رفتند اين نكته هم لازم است بگويم لشگريان آقا امام زمان واقعاً به جز خدا چيزي ديگري نمي‌‌بينند زماني كه به حمله نزديك مي شوند خبر حمله را به آنها مي‌‌دهند از شوق ديدار خدا گريه مي‌‌كنند و همه آماده ديدار با او مي‌‌شوند مي‌‌روند حنا مي‌‌كنند و آماده ديدار با معشوق خود مي‌‌شوند.

آيا ديده‌‌ايد جواني كه  مي‌‌خواهد عروسي كند سر و وضع خود را تميز مي‌‌كند و حنا مي‌‌كند عطر به خود مي‌‌زند. آن‌‌ها هم يعني عاشقان الله آن شب را يعني شب شهادت‌‌شان را شب عروسي‌‌شان مي‌‌دانند و آماده ديدار با معشوق خود مي‌‌شوند. اين وصيت‌‌نامه را دو شب به حمله دارم مي‌‌نويسم بچه‌‌ها مي‌‌خواهند حركت كنند به ميدان نبرد همه بچه‌‌ها و خودم حنا كرده‌‌ايم لباس‌‌هاي نو خودمان را به تن كرده‌‌ايم و عطر زده‌‌ايم منتظر شب موعود هستيم و اميدوارم كه خدا هر چه زودتر شب وصال ما را برساند زماني كه شما اين وصيت‌‌نامه را مي‌‌خوانيد من عروسي كرده‌‌ام و به جايگاه اصلي خود رسيده‌‌ام چه خوش سعادتي است ديدار عاشق با معشوق و زماني هم كه زير آتش تيربار قرار مي‌‌گيرند مي‌‌گويند نقل و نبات دارند سرمان مي‌‌ريزند اين كارها به فكرهاي مادي كه غرق در ماديات شده‌‌اند جور در نمي‌‌آيد و نمي‌‌تواند آن‌‌ را تحليل كند و آفرين بر شما مادران قهرمان زماني كه دامادهاي شما را مي‌‌آورند مي‌‌گويند: ربنا تقبل منا.

و شما ملت شهيد پرور ايران و راه شهيدان را بايد خودتان ادامه دهيد چون الان عده محدودي هستند كه كار جنگ را مي‌‌چرخانند، خداي نكرده از كار خود خسته نشويد و به شهيد خود افتخار كنيد و مباهات بورزيد چرا كه دنيا زودگذر است و فاني.

و اي انسان‌‌هاي بي‌‌تفاوت جامعه شما فقط شعار ندهيد مقداري از اين شعار خود را تبديل به دشوار كنيد زماني كه شهيد مي‌‌آورند و زير جنازه آن را مي‌‌گيريد و مي‌‌گوييد شهيدان زنده‌‌اند الله اكبر و شهيدم شهيدم راهت ادامه دارد.

او انتظار دارد راهش را ادامه دهيد و ادامه دادن راه او هم اين است كه دل از خانه زندگي زن فرزند مال جاه مقام بكني و وداع با دنيا بكني اسلحه به زمين افتاده او را برداري و به جبهه‌‌هاي نبرد حق عليه باطل بياييد اگر شعار بدهيد و عمل نكنيد شهدا راضي نيستند شما آن‌‌ها را تشييع كنيد.

و يك صحبت هم دارم با افرادي كه آگاهانه يا ناآگاهانه افرادي را دور خود جمع كرده‌‌اند و با جمع شدن افراد منافق اما با چهره اسلامي مي‌‌خواهند مردم را نسبت به روحانيت بدبين كنند امكان دارد پست‌‌هايي را هم اشغال كنند اما آن‌‌ها كور خوانده‌‌اند همان‌‌طوري‌‌كه چهره ديگران افشا شد چهره آن‌‌ها هم افشا خواهد شد چون امام زمان با  ماست. اگر ما مي‌‌خواهيم در دنيا سربلند باشيم بايد دنباله رو جامعه روحانيت باشيم كه  آن‌‌ها هم دنباله رو خط امام هستند.

زيرا تاريخ نشان مي‌‌دهد هر زماني كه ملت از روحانيت فاصله گرفتند در دامن استعمار گرفتار شدند و آن ملت به خواري زبوني دچار شد.

و يك صحبت ديگر با خانواده خودم و خانواده ديگر شهدا دارم. شما اگر شهيد داديد در راه خدا داديد منت سر مردم نداشته باشيد و يا طلب زيادي سر بنياد شهيد. يا سعي نكنيد كه اسم كوچه مدرسه يا موسسه‌‌اي را به اسم شهيدان بكنند. چون ارزش خون شهيد از اين چيزها بيشتر است.

و به ملت عزيز توصيه مي‌‌كنم مساجد را پر نگه دارند چون زماني مساجد پر باشد چشم دشمن كور مي‌‌شود مخصوصاً نماز جمعه‌‌ها را پر نگه داريد.

خواهرم حجاب را حجاب را فراموش نكنيد برادرم تقوا را تقوا را فراموش نكنيد و اگر در زندگي بدي از من ديديد مرا به ديده عفو بنگريد و مرا حلال كنيد و به دوستان و آشنايان توصيه مي‌‌كنم مقداري به خودشان بيايند خدایي نكرده در دامن شيطان گرفتار نشوند و راه شهيدان را ادامه دهند و از ملت مي‌‌خواهم كه براي من طلب مغفرت بكنند چون بنده گنهكاري هستم. حرف آخر حرف من حرف امام است به دستورات امام عمل كنيد مرا در فردوس رضا دامغان كنار شهدا دفن كنيد.

از برادرانم مي‌‌خواهم پدر و مادر را بيشتر دلداري بدهند چون همه ما رفتني هستيم و خوشا به حال آن‌‌هايي كه در اين را بروند.

اينجانب وصي خود را پدر خود قرار مي‌‌دهم و اختيار اموال با او هست اولين مسئله اين‌‌كه خرج كلي عزا را از پولي كه در اختيار است و اگر بنياد شهيد كمك كرد خرج كنيد حقوق سپاه را قطع كنيد يعني حقوق مرا نگيريد مگر به اندازه‌‌اي كه عزاداري و مراسم احتياج دارد در ضمن سه هزار پانصد تومان به آقا سيد محمود ترابي بدهكار هستم. دو هزار تومان به پدر خود زين‌‌العابدين هراتي ۵۰ تومان به خانه دائي رضا ۵۰ تومان به خانه حاج ابوالفضل حيدرائي ۵۰ تومان به خانه نعمت حيدرائي ۵۰ تومان به آقا سيد تقي شمسي‌‌پور و سي هزار تومان در بانك ملي دارم دو هزار دويست تومان از سيد تقي شمسي پور بگير هستم پانصد تومان از قرض‌‌الحسنه وحدت و مقداري هم از سپاه و يك موتور هوندا ۱۲۵ كه اختيار آن با پدرم زين‌‌العابدين هراتي است در ضمن سه سال براي من نماز بخوانيد دو ماه هم روزه بگيريد و كفاره ۳۹ روز روزه را هم بدهيد هر كس حقي بر گردن من داشت حقش را بدهيد و طلب مغفرت بكنيد.

هراتي



بسم الله الرحمن الرحیم ، سرهندی هستم مدیر سایت جنبش مردمی احیای سبک زندگی اسلامی ، هدف ما از گردآوری این سایت الگو گیری از بزرگان اسلام و ترویج زندگی سالم است.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *