«وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیمًا»


هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

حقیقت بهشت و جهنم

بهشت و جهنم کجاست ؟

آیا بهشت و جهنمى كه قرآن کریم مطرح مى كند، اكنون موجود است یا به تدریج با اعمال انسان آفریده مى شود؟ اگر آفریده شده، مكان آن دو كجاست؟

قرآن كریم دو نوع بهشت و جهنّم را مطرح مى كند :

  • یكى بهشت و جهنّم برزخى، كه در آیه هاى ۲۶ و ۲۷ سوره یس; ۱۶۹ سوره آل عمران; ۴۶ سوره مۆمن و ۲۵ سوره نوح، مطرح شده است. این نوع بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است، ولى موقتى مى باشد و با برپایى قیامت پایان مى یابد.[۱]
  • دیگرى بهشت و جهنّم در قیامت است كه در آیه هاى فراوانى مطرح شده است.

از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود كه این نوع بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است.

بسیارى از مفسران در ذیل آیاتى كه براى بهشت و جهنّم كلمه «اعدّت» (مهیا شده) به كار رفته، گفته اند، از این كلمه استفاده مى شود كه بهشت و جهنّم، هم اكنون موجود است; مانند این آیات:

وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِین[۲]

و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است[و] براى پرهیزگاران آماده شده است.

وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِین[۳]

و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسید. و آیه ۲۱ سوره حدید، ۲۴ سوره بقره و … .

«هروى» به امام رضا(علیه السلام) عرض مى كند: یابن رسول اللّه، آیا بهشت و جهنّم هم اكنون آفریده شده اند؟ امام فرمود:

نَعَمْ وَ اِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله علیه و آله) قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النّارَ لَمّا عُرِجَ بِه اِلَى السَّماءِ

بلى، هنگامى كه رسول خدا به آسمان عروج كرد، وارد بهشت شد و جهنّم را دید.[۴]

در روایت دیگرى پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مى فرماید:

مَكْتُوبٌ عَلى بابِ الْجَنَّةِ، لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ، عَلىٌّ اَخُو رَسُولِ اللّهِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَ اللّهُ السَّموتِ وَ الاَرْضَ بِاَلْفَىْ عام

بر در بهشت، دو هزار سال قبل از این كه خداوند آسمان ها و زمین را بیافریند، نوشته شده، لااله الاّ اللّه محمد رسول اللّه، علىّ اخو رسول اللّه.[۵]

مكان بهشت و جهنّم برزخى در درون و باطن این جهان است. در مورد مكان بهشت و جهنّم قیامت اختلاف نظر است.

گرچه بهشت و جهنّم هم اكنون موجود است، ولى اعمال آدمیان در شكل دهى به برخى از خصوصیات و ویژگى هاى آنها نقش دارند.
در روایتى مى خوانیم هر بار كه مۆمن ذكر «لاحول و لاقوة الاّ باللّه» مى گوید، یك درخت در بهشت کاشته مى شود.[۶]

مكان بهشت و جهنّم برزخى در درون و باطن این جهان است.

heaven_and_hell_by_ineedchemicalx-d5jih2k

در مورد مكان بهشت و جهنّم قیامت اختلاف نظر است:

۱. در آسمان ها است، چون قرآن خبر از معراج پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به آسمان ها مى دهد و مى فرماید:(عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى);[۷] بهشت جاویدان نزد سدرة المنتهى است، همان نقطه اى كه برترین مكان آسمان است.
در آیه دیگرى مى فرماید:

(وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُون)[۸]

روزى شما و آن چه به شما وعده داده مى شود، در آسمان است.
۲. بهشت و جهنّم مادى نیست تا نیازى به مكان داشته باشد. لذا با برپایى قیامت، طومار زمین و كرات آسمانى در هم پیچیده مى شود، ولى بهشت و جهنّم موجود بوده و به حال خود باقى است.
۳. بهشت و جهنّم در درون و باطن این جهان قرار دارد.[۹]

اعتقاد به روز قیامت و عالم پس از مرگ از موثرترین عوامل و سازنده ترین  اسباب تربیت و تکامل انسان است . زیرا اگر واقعآ انسان به پاداش و کیفر اعمال عقیده داشته باشد و روز حساب را باور کند طبعآ در زندگی مواظب و مراقب رفتار و کردار خود خواهد شد و خویشتن را برای آن روز آماده خواهد ساخت . حال چند ویژگی از عالم آخرت را یار آور می شویم که در روح و عقیدهُ همه ما تاُثیر می گذارد و ما را از سعادتمندان و نجات یافتگان آن روز و ساکنان بهشت قرار خواهد داد . عالن آخرت همیشگی است و پایان ندارد . در آن جبران خطاها و اشتباهات به هیچ وجه امکان ندارد . آن روز پرده ها کنار می رود و همه شناخته می شوند . آن روز روز حسرت و ندامت است . در عالم آخرت خوبان از بدان ، موُمنان از کافران و صالحان از فاسدان جدا می گردند و طبآ در عرصهُ محشر دو دسته تشکیل می شود (گروهی در بهشت و گروهی در آتش سوزان جهنم) از جمله سوُالاتی که همواره مطرح بوده و است این است که اساسآ چه ضرورتی دارد که بهشتی و جهنمی باشد و خداوند حکیم این گونه به این سوُال پاسخ می گویند: « لِیَمیزَ اللهُ الخَبیثَ مِنَ الطّیَبِ وَ یَجعَل الخَبیثَ بَعضَهُ علیً بَعضٍ خَیَرکُمَهُ جَمیعاً فَیَجعَلَهُ فی جَهَنَّمَ اُلئِکَ هُمُ الحاسِروُنَ »  (اینها همه) به خاطر آن است که خداوند می خواهد ناپاک را از پاک جدا سازد و ناپاکها را روی هم بگذارد و تراکم سازد و یک جا در دوزخ قرار دهد . اشاره به یک سنت الهی که برای همیشه پاک و ناپاک ناشناخته نمی مانند خبیث و ناپاک در هر شکل و لباس سرانجام شکل واحدی دارند و پایان کار همه آنها خسران خواهد بود پس فرمانبرداران را در جوار رحمت جای دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد و بهترین پاداش ها را به آنها دهد و گناهکاران را در بدترین منزلگاه درآورد ، جایگاهی که هرگز از آن خارج نگردند و جامه های آتشین بر بدنشان پوشاند و مدتی نیز برای عذاب آن تعیین نشده تا پایان پذیرد همچنان که در آیه ای آمده است «حُلوَةُ الدُنیا مُدَّةُ الآخِرَةِ وَ مُدَّةُ الدُّنیا حُلوَةُ الآخِرَةِ » شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا شیرینی آخرت است .http://ommatonline.com/wp-content/uploads/2015/10/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86.jpg

آخر کار انسان کجاست؟

اگر نگاه به آن عالَم نیز نگاه مادی و فیزیکی باشد، قطعاً این سۆال پیش می‌آید که آخرش کجاست؟ یا آخر کار انسان کجاست؟ چرا که عالم ماده محدود است و به بیان امیرالمۆمنین علیه‌السلام: «هر محدودی قابل شمارش است»؛ چنان چه برای طبیعت آخری بیان شده است، چه در علوم قرآنی و چه در علوم تجربی. اما اگر نگاه عاقلانه، حکیمانه و غیر مادی، یعنی معنوی باشد، آخری ندارد، چنان چه هیچ یک از امور غیر مادی آخر ندارند.

انسان می‌تواند با استناد به آیات قرآن کریم و یا تجربیات عملی بگوید که آخر خورشید خاموش شدن است و یا آخر زمین متلاشی شدن در فضاست، اما در معنویات چنین نمی‌باشد؛ آخر علم کجاست؟ آخر زیبایی کجاست؟ آخر قدرت کجاست؟ آخر ثروت و غنا کجاست و …؟

بدیهی است که حدّی ندارند، چرا که اینها همه کمالات هستند و تجلی آن هستی محض.  «کمال حقیقی» همان الله جلّ جلاله می‌باشد که محدود به حدّی نیست. لذا سیر تکاملی بشر نیز چون «انّا الیه راجعون» است، حدّی ندارد که بدان متوقف شده و بگوید این آخرش است. هر چه رشد کند، هر چه بیشتر وجودش تجلی کمالات گردد، باز به پایان یا آخر نمی‌رسد. چنان چه هیچ کس نمی‌تواند در این عالم (یا حتی عالم دیگر) به آخر علم یا ثروت و غنا برسد و اگر تمامی علوم و سرمایه‌ها را نیز یک جا جمع کنند و به کسی بدهند، باز هم جای بیشتر شدن دارد و آخرش نیست. پس فرض آخر و پایان، یک خطای تصور ذهنی است و نه یک ضرورت عقلی.

 آیا یک جا ماندن بی‌میلی (زدگی) نمی‌آورد؟

البته که یک جا ماندن، بی‌میلی و زدگی می‌آورد. آن هم برای انسانی که به قول شما، میل به بی‌نهایت دارد. اما دقت شود که یک جا ماندن یعنی «سکون»، که عاقبت موجب فساد نیز می‌شود (همان دلزدگی خود نوعی فساد در شوق است)، اما در بهشت سکونی نیست که خستگی و دلزدگی بیاورد، بلکه «ثبات» است و معنای این دو خیلی با هم فرق دارد.

انسان از این که مثلاً ده ساعت روی یک صندلی بنشیند و به یک منظره نگاه کند، خسته و دلزده می‌شود، اما هیچ‌گاه از ثبات وجودی خود یا ثبات عقل و ایمانی خود، خسته و دلزده نمی‌شود.

متأسفانه، اغلب ما مردم (مسلمان یا اهل کتاب و معتقد به بهشت و جهنم)، نه جهنم را درست شناخته‌ایم و نه بهشت را؛ لذا گمان می‌کنیم که بهشت یعنی کاخی در وسط یک جنگل سبز و مملو از انواع و اقسام خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، لباس‌ها و تجویزها و سایر لذاتی که برای بدن بهشتی است.

شباهت‌هایی بین این عالم و آن عالم هست و البته تفاوت‌هایی هم وجود دارد. اما همین شباهت‌ها سبب می‌شود تا شناخت و درک عالم دیگر برای ما در این عالم، ممکن و میسر گردد؛ چه زیبا سرود میرفندرسکی:

چرخ با این اختران، نقض و خوش و زیباستی                   صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت                                     بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی

در این عالم انسان هم لذت مادی دارد و هم لذت معنوی، این دو از هم جدا هستند، هر چند که در امتداد یک دیگر باشند و یا در یک دیگر تأثیر بگذارند. به عنوان مثال: تناول یک غذای خوب و خوش مزّه، بسیار لذت (مادی) دارد، اما به هیچ وجه با لذت «لقای محبوب»، هم سنخ و قابل قیاس نیست، و اگر آن غذای خوب در کنار یار میل شود، لذتش چند برابر شده و دیگر قابل توصیف نمی‌باشد.

بهشت نیز همین‌طور است. لذت اکله، اشربه، حور و قصور یک لذت است، اما لذت لقاء الله، وصال محبوب و قرار گرفتن در «عند ملیک مقتدر»، یک لذت دیگر است.

دقت شود که نعمات بهشتی، سفره‌ی محبوب است برای عاشق از سفر رسیده، نه این که هدف و مقصود و محبوب همان باشد.

پس، بهشت یک جا ماندن، یک جا ساکن شدن، مدتی طویل خوردن و آشامیدن و تزویج نیست که دلزدگی بیاورد، بلکه ثباتِ بدون تزلزل، بدون دغدغه، بدون خطر، بدون احتمالات و …، در مسیر رشد و کمال همیشگی است که بسیار لذت بخش، شورآفرین و شوق‌آور می‌باشد و این سیرِ کمالی، پایانی ندارد.
بهشت

http://s2.picofile.com/file/7231885371/8c7n0jutm81wk0bouv.jpg

آیا جهنمی، اهل بهشت می‌شود؟

هم بهشت طبقات و درجات دارد و هم جهنم. اما تفاوت‌ سیر در این طبقات و درجات در این است که کسی که وارد بهشت شد، هیچگاه از آن اخراج یا خارج نمی‌شود، اما دلیلی نیست که هیچ کس در هیچ شرایطی از جهنم خارج نگردد.

بدیهی است که انسان دارای باورهای اعتقادی و نیز رفتارهای عملی می‌باشد. پس هر کدام ثواب یا عقاب مخصوص خود را دارند. از این رو کسانی که در زندگی دنیوی اعتقادی به پروردگار عالم، مبدأ و معاد، نبوت و ولایت نداشتند، در این دنیا سیر قهقرایی طی کرده‌اند و خداوند متعال برای آنان «خلود = جاودانگی» در جهنم را وعید داده است، اما اگر کسانی اعتقادات درستی داشته‌اند، ولی در عمل درگیر گناهانی شده بوده‌اند که هر چند آنها را به کفر نکشانده است، اما با عذاب‌های مرگ، قبر، برزخ پاک نشده و یا قابل شفاعت نیز نگردیده‌اند چه؟ از یک سو به خاطر اعتقادات‌شان لایق بهشت می‌باشند و از سوی دیگر به خاطر کردارشان لایق جهنم می‌گردند.

مرحوم علامه حلّی، برای خروج مۆمنین گناهکار جهنمی و ورودشان به بهشت دو دلیل اقامه می‌نماید:

۱٫ انسانی که هم ایمان و عمل صالح دارد و هم گناه، به خاطر ایمان و عمل خویش مستحق پاداش است و به خاطر انجام گناهش مستحق عذاب است و در نتیجه اگر اول وارد بهشت شود برای دریافت پاداش اعمال و بعد جهنم رود درست نیست.

به اتفاق مسلمین کسی از بهشت آخرتی خارج نمی‌شود و اگر برعکس شود که اول جهنم رود و بعد از مدتی وارد بهشت شود این مشکلی ندارد و مورد نظر ما می‌باشد، صورت سوم این است که عذاب و پاداش با هم باشند که این امکان ندارد و محال است، تنها راه همان راه دوم است.

۲٫ دلیل دوم این است که بر خداوند قبیح است که بنده خود را به خاطر یک خطا و یا چند خطا که از او سر زده، با این که ایمان و عمل صالح دارد برای همیشه در جهنم نگهدارد و با کسی که در تمام عمر مشرک و کافر بوده است یکجا عذاب نماید و امر قبیح و زشت نسبت به خداوند محال است و از او صادر نمی‌شود.(کشف المراد، همان، ص ۴۱۴).

در نتیجه ممکن است اگر شیعه از گناه خویش توبه نکند و شفاعت و دستگیری او را نکند مدتی در جهنم بماند و بعد از پاک شدن نجات یابد.

در قرآن کریم، برای ۱۳ جرم و معصیت (که کفر و شرک در رأس آنها قرار داده است)، خلود در جهنم تصریح شده است:

۱٫ کافران (آل عمران۱۱۶) – ۲٫ مشرکان (نحل۲۹) – ۳٫ منافقان (مجادله۱۷) – ۴٫ مرتدان (آل عمران۸۶-۸۸) – ۵٫ تکذیب کنندگان آیات الهی (اعراف۳۶) – ۶٫ دشمنان خدا و پیامبر(ص) (توبه۶۳)

۷٫ ظالمان و ستمگران (شوری۴۵) – ۸٫ اشقیاء (هود۱۰۶-۱۰۷) – ۹٫ آنها که غرق در گناهند (بقره۸۱) – ۱۰٫ قاتل مومن (نساء ۹۳) – ۱۱٫ رباخواران (بقره ۲۷۵) – ۱۲٫ سبک اعمالان (مومنون۱۰۲-۱۰۳) – ۱۳٫ گنهکاران به طور عام (جن۲۳).

اما از سوی دیگر می‌فرماید که خداوند متعال به غیر از شرک، هر گناهی را که بخواهد می‌بخشد و او عادل است، به هیچ کس، اندک ظلمی نمی‌شود:

«إنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَكَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یشَاءُ وَمَن یشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا * أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ یزَكِّی مَن یشَاءُ وَلاَ یظْلَمُونَ فَتِیلًا» (النساء، ۴۸ و ۴۹)

ترجمه: مسلماً خدا این را كه به او شرك ورزیده شود نمى‏بخشاید و غیر از آن را براى هر كه بخواهد مى‏بخشاید و هر كس به خدا شرك ورزد به یقین گناهى بزرگ بربافته است * آیا به كسانى كه خویشتن را پاك مى‏شمارند ننگریسته‏اى [چنین نیست] بلكه خداست كه هر كه را بخواهد پاك مى‏گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‏بینند».

براساس روایتی كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، انسان‏ها در قیامت سه دسته‏اند : یك دسته انسان‏هایی‏اند كه در عالم حشر در آن هنگام كه مردم درگیر مواقف و عوالم حشرند، تحت سایه خداوند و در جوار قرب حقند و نیاز به طی آن عوالم و مواقف ندارند چون آن مراحل را در این دنیا پشت سر گذاشتند.

 

گروهی دیگر انسان‏هایی ‏اند كه باید از حساب و عذاب بگذرند كه از جمله آن جهنم موقت است تا پس از پس تطهیر و تسویه در عالم قیامت به خدا برسند و عده‏ای دیگر انسان‏هایی ‏اند كه چون مجموع وجودشان رو به غیر خدا داشته و در حال فرار از خدا بوده ‏اند به قعر جهنم فرو خواهند رفت، (بحارالانوار، ج ۷، ص ۱۸۳، روایت ۳۱).

بنابراین عده‏ای مستقیم وارد بهشت و بهشت‏ها می‏شوند، عده‏ای پس از گذر از مواقف‏ها و از جمله جهنم موقت وارد بهشت می‏گردند و عده‏ای نیز در جهنم جاودانه خواهند بود.

به بیانی دیگر: همه كسانی كه وارد جهنم می‏شوند برای همیشه در جهنم نخواهند بود و تنها عده‌ی خاصی مانند كافران برای همیشه در جهنم خواهند بود، (ر.ك: آیت‌الله مكارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۶، ص ۴۸۳، دار الكتب الاسلامیه).

http://my-reyhaneh.persiangig.com/image/rastakhiz/4.JPG

خصوصیات و ویژگی های نکیر و منکر

«لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین»

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود « وقتی که جنازه ی انسان را دفن می کنند ٬ دو فرشته به نام نکیر و منکر ٬ نزد او می آیند ٬ که صدایشان مانند رعد غرنده ٬ و چشمهایشان مانند برق خیره کننده است ٬ که زمین را با نیش های خود می شکافند ٬ و پاهای خود را با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.۱
و در روایت دیگر آمده که :
« نکیر و منکر با غیظ و غضب وارد قبر می شوند و با صدایشان چنان بلند و ترسناک است که همچون صدای غرش رعد است . و چشمهایشان همچون نور رعد و برق می درخشد . و چنان صیحه ای بر میت می زنند که موهای بدنش سیخ سیخ می شود . او را بلند می کنند و می نشانند بعد شروع می کنند به سوال کردن ٬ که مرده وقتی این افراد و این حالت ها را می بیند لال می شود .۲
البته چگونگی برخورد آنها با میت ٬ بر اساس ایمان و انحراف او است ٬ و چهره ی آنها در برخورد با مومن خالص ٬ با چهره ی آنها در برخورد با کافر خالص ٬ تفاوت دارد ٬ چنان که ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید : « آیا این دو فرشته بر مومن و کافر ٬ به یک صورت ٬ وارد می شوند ؟»
امام صادق (ع) فرمود : « خیر »

بهشت26

بهشت :

 

بهشتیان

حال باید دید بهشتیان کیانند و دوزخیان کدامند و چه کسانی داخل بهشت می شوند و چه کسانی وارد دوزخ می گردند،به عبارت دیگر بهشتیان چه علامت و نشانه هایی دارند و دوزخیان را با چه چیز می توان شناخت . این دو گروه از دیدگاه قرآن دسته بندی شده اند و هر یک را با نشانه های قرآن معرفِ می نمایئم ، باید توجه داشت که ایمان شرط اول بهشتی بودن است و بدون آن هیچ عملی نمی تواند صاحب خود را بهشتی کند اگر چه از بهترین اعمال باشد.

http://websavar.ir/files/fa/news/1393/2/25/12596_372.jpg

توصیف بهشتیان :

اولین گروه بهشتیان کسانی می باشند که به یگانگی خداوند متعال و روز قیامت و انبیاءِ الهی ایمان داشته باشند . ایمان روشن ترین راهها و نورانی ترین چراغ هاست ، با ایمان می توان بهاعمال صالح راه برد، اما درست است که ایمان اصل و ریشه تمام اعمال صالح و کارهای پسندیده است و بدون ایمان هیچ یک از اعمال مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت اما باید توجه داشت که ایمان در صورتی منشأ آثار خیر است که پایدار باشد و انسان مؤمن در کشاکش روزگار و بر.ز حوادث و پیشامدهای ناگوار و در برابر عوامل گمراه کننده و هوس انگیز ثابت قدم باشد و ایمانش متزلزل نگردد و در آیات قرآنی گفته شده است که فرشتگان بر آنان نازل می شوند ، می گویند که نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد بر شمایان به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم و برای شمایان هرچه بخواهید در بهشت فراهم است و هر چه طلب کنید به شما داده می شود و این پاداش اعمالی است که انجام داده اند و نیز گفتند وسعت بهشت به اندازه آسمانها و زمين است اگر چه ما از وسعت آسمانها و زمين اطلاعی نداريم ولی اين تعبير عظمت بهشت را براي ما مجسم مي کند و از وسعت زياد آن حکايت مينمايد،بهشتی که سرشار از انواع نعمت های بی پايان الهی است: «ألا إنَّ عَمَلَ أَهل الجَنَّتِه حَزنُبَرِبوَهًٍ ألا إِنَّ عَمَلَ أهلِ النّارِ سَهلً سَبِهوَهٌٍ  »(ح۴۷) بدانید که حال بهشتیان مانند این است که کسی از راهی سخت به بالای تپه ای رسیده است و حال دوزخیان مانند این است که کسی در راهی آسان و سراشیب راه پیموده است . در سورة حج آیة ۲۳ و ۲۴ آمده است : البته خداوند ، داخل می کند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به بهشتی که از درختانش نهرها جاری است در آنجا با دستبند های طلایی و لؤلؤ زینت داده می شوند و لباسهایشان در آنجا حریر است ، و به سوی گفتار پاکیزه و راه پسندیده هدایت می شوند .

رسول خدا فرمودند : من بهشت و نعمتهای آن و جهنم و عذابهای آن را دیدم . بهشت هشت در و جهنم هفت در داشت که بر هریک از آنها چهار کلمه نوشته شده بود که هر کلمة آن از دنیا و آنچه در آن است با ارزش تر بود و هرکس باید از آن آگاه باشد و به آن عمل کند .

IMG12083063

درهای بهشتی :

بر هریک از درهای بهشت نوشته شده بود :

  • در اول : برای هر چیزی دلیل است و دلیل خوب زیستن در دنیا چهار چیز است : قناعت ، انفاق در راه خدا ، ترک عقده و معاشرت با اهل خیر
  • در دوم : دلیل و برهان خوشی در آخرت چهار چیز است : دست کشیدن بر سر یتیمان ، مهربانی و مهرورزی زنان بی شوهر ، سعی و کوشش در برآورده کردن حاجتهای مؤمنان و جویا شدن حال فقرا و مساکین.
  • در سوم: دلیل سلامتی در دنیا ، چهار چیز است: کم سخن گفتن ، کم خوابیدن ، کم راه رفتن و کم خوردن.
  • در چهارم: هرکس به خدا و روز آخرت ایمان دارد ، به همسایة خود احترام بگذارد ، به پدر و مادر خود نیکی کند و به آنها احترام بگذارد ، نیکو سخن بگوید یا اینکه ساکت شود.
  • در پنجم: هرکس دوست ندارد به او ظلم شود ، به دیگران ظلم نکند. هرکس دوست ندارد به او تهمت بزنند ، به دیگران تهمت نزند . هرکس دوست ندارد خوار و ذلیل شود ، دیگران را خوار و ذلیل نکند . هرکس می خواهد در دنیا و آخرت به « عروهٌ الوثقی » چنگ بزند ، بگوید : لا اِله اِلاَ الله ، محمّد رسول الله و علی ولی الله .
  • در ششم: هرکس دوست دارد قبرش وسیع شود ، مساجد را بنا کند. هرکس دوست ندارد حشرات زیر زمین بدنش را بخورند ، مساجد را جارو کند . هرکس دوست دارد بدنش نپوسد و سالم بماند ، برای مساجد لوازم بخرد . هرکس دوست دارد جایگاه خودش را در بهشت ببیند ، برای مسجد فرش بخرد .
  • در هفتم: جلا دهندة قلب چهار چیز است: عیادت کردن مریض ، راه رفتن پشت جنازه ها ، خریدن کفن و پرداخت دِین و قرض.
  • در هشتم: هرکس می خواهد از این درها وارد شود باید به چهار چیز چنگ بزند: سفاوت ، حوش اخلاقی ، صدقه دادن و دوری جستن از آزار و اذیت دیگران.

هنگامی که پرهیزکاران در برار دربهای بهشتی قرار می گیرند . ناگهان درها باز می شوند و بهشت برای ورود پرهیزکاران آماده می گردد . روایت شده روزی از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد که بهشت چگونه است؟ایشان فرمودند : آجرش از طلا و نقره ، ملات آن از مشک زرد و خاک آن زعفران و سنگ ریزه هایش مروارید و یاقوت است ، هرکس وارد آن شود از نعمتهای فراوان آن بهرمند خواهد شد و در آن ابدی زندگی خواهد کرد و هرگز نخواهد مُرد و لباس و جوانی اش ازبین نخواهد رفت و همیشه جوان و خوش سیما خواهد ماند . رسول خدا فرمودند : به خدا قسم هر وجب از بهشت ، از دنیا و آنچه در دنیا است با ارزش تر و بهتر است .

درختان بهشتی

درختان بهشتی :

ایشان فرمودند : درختی در بهشت وجود دارد که نامش طوبی است و هیچ مکانی در بهشت نیست مگر این که ساقه ای از آن درخت در آنجا است و میوة آن درخت شیرین تر از عسل و نرم تر از کره است و اصل آن درخت در اتاق من و تنة آن در منزل امام علی (ع) است . طوبی درختی است که خداوند تبارک و تعالی آن را با « یَدِ » قدرت خویش کاشت و از روح خود در آن نفخ نمود و میوه و ثمرة این درخت ، پارچه ها و جامه های رنگارنگ و میوه های گوناگون است و ساقه های آن درخت در منازل اهل بهشت است . هرگاه اهل بهشت اراده کنند که میوه ای از آن درخت بچینند ، ساقة آن درخت پایین می آید تا اهل بهشت از آن بچشند و میل کنند ، هرگاه چیزی از آن برداشته شود به اذن خدای تبارک و تعالی دوباره مثل همان چیز به جای آن قرار می گیرد و اگر پرندة تیز پروازی از ریشة آن پرواز کند هرگز به انتهای آن نمی رسد تا وقتی که از دنیا رود و بر هر برگ آن فرشته ای ذکر می گوید و هیچ منزل و قصر و اتاقی در بهشت نیست مگر ایتکه ساقه یا شاخه ای از آن درخت در آن است و زیر درخت طوبی نهری است که سرچشمة چهار نهر دیگر است .

بهشت و بهشتیان

رودهای بهشتی :

روزی از رسول خدا (ص) در مورد عرض هر رود بهشتی سؤال شد . ایشان جواب دادند : عرض هرکدام از رودهای بهشتی پانصد سال راه است که از زیر قصرها و منازل و سراها و درختان بهشتی جاری می شود و موج های آن آواز می خوانند ، همانند آواز در دنیا و پر آب ترین رود بهشتی نهر ک.ثر است که هیچ چیزی در ساحل آن نیست مگر زنان بهشتی و اولیای خدا آنها را زیارت می کنند و هرکه را دوست داشته باشند با خود می برند .

چشمه های بهشتی :

همچنین در بهشت چشمه های متعددی به نامهای مختلف وخود دارد.  یکیاز آنها چشمة سلسبیل است که مخصوص نیکان است. آبش روان و خوشگوار ، سبک و لذیذ و برنده است . « عیإً فیها تُسَمی سَلسَبیلاً » از چشمه ای در بهشت که نامش سلسبیل است سیراب می شوند . سلسبیل به معنی نوشیدنی بسیار لذیذی است که به راحتی در دهان و گلو جاری می شود و کاملاً گوارا است .

نوشیدنی های بهشتی :

روایت می شود از رسول خدا ، پرسیدند اولین نوشیدنی اهل بهشت چیست ؟ فرمودند : اولین چیزی که می خورند جگر ماهی است و اولین نوشیدنی آب سلسبیل است .

پرهیزکاران در بهشت از انواع آشامیدنی استفاده می کنند ، آبهبی بهشتی که به هیچ وجه کهنه نمی شود ، رنگ وبویش تغییر پیدا نمی کند و همچنین شیر بهشتی که هرگز بدطعم و فاسد نمی شود ، شرابهای طهور و عسل مصفا ، شرابی که با زنجبیل آمیخته است و عطرش مشام جان را تازه می کند و برخلاف شرابهای دنیا نه مستی می آود و نه خماری .

میوه های بهشتی :

در آیاتی به ذکر نام بعضی از میوه ها پرداخته ده (( فیها فاکِهَتهُ و النَّخلُ ذاتُ الاکمامِ )) و در آن میوه ها و نخل های پرشکوفه است ، در آنجا از هر نوع میوه ای دو نوع آماده شده ، تابستانی و زمستانی ، خشک و تر ، نوعی که در دنیا دده بود و نوعی که ندیده بود ( الله اعلم ) بیشتر به میوه خرما و انگور و انار اشاره می شود .

لباس بهشتیان :

نیکوکاران در بهشت از انواع گوناگون لباس های بهشتی بهرمند می شوند . در سورة انسان آیة ۲۱ آمده است : و بر اندام آنان لباس هایی است از حریر نازک ، سبز رنگ و از دیبای ضخیم و پرهیزکاران لباسهای حربر و دیباج لطیف و ظریف را به تن می کنند ، لباسی که چشم دنیایی آن را ندیده و گوش متدی توصیف آنرا نشنیده است .

حوریان بهشتی :

کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند  ، خداوند برای آنها در بهشت همسرانی را وعده داده است که با صفت « مطهّره » آنها را توصیف فرموده است . منظور از طهارت پاکی از همة آلودگی ها از نظر روح و جسم است . و در جای دیگر می فرماید : « وَحُرُعینٍ کَاَمَثالِ اللُؤلُؤ المَکنُون » ( سورة بقره آیة ۲۵ ) و همسرانی از حورالعین دارند همچون مروارید در صدف پنهان . حورالعین نام زنان بهشتی است در آیة دیگر داریم : « فیهِنَُ قاصِراتُ الطَرفِ لَم یَطمِثهُنَّ اِنسُ قَبلَهُم و لاجالّ » (سورة رحمن آیه ۵۶ ) در آنجا همسرانی هست که چشم جز به شوهران نیفکنده نه انسی قبلاً با آنان تماس گرفته و نه جنی . همسران بندگان زبدة الهی حوریان شوهر دوستی هستند با چشمانی درشت ، زیبا با بدن لطیف که به شوهران خود اکتفامی کنند و چشم داشتی به دیگران ندارند .از رسول خدا (ص) پرسیدند آیا در بهشت آوازی برای شنیدن وجود دارد ؟ ایشان فرمودند : به راستی که در بهشت نهری است که در اطراف آن زنانی که از نور هستند آواز می خوانند ، آوازی که هیچ آفریده ای مانند آن نشنیده است و آن آواز بهترین چیز در بهشت است و آن اواز با آلات شیطانی خوانده نمی شود بلکه با تمجید و تقدیس خداوند تبارک و تعالی همراه است .

آری بهشت را به بها می دهند نه به بهانه ، همة این نعمتهای مادی و معنوی جزای اعمال بهشتیان است .

 همچنان که می فرماید : « کُلُوا وَ اَشرَبوُا هَنیاً بِما اَسلَفتُم فیِ الاَیّام الخالِیَهِ » (سورة الحاقهً آیة ۲۴ ) بخورید و بیاشامید که گوارایتان باد به خاطر آن اعمال نیکی که در ایام گذشته کرده بودید .

گریه از وسعت و بزرگی بهشت

« لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین »

یکی از پارسایان وارسته ٬ هر شب نیمه های آن ٬ از بستر برمی خواست و به نماز شب و مناجات با خدا می پرداخت ٬ در نماز شب سوره هایی که آیات عذاب در آن است می خواند و تکرار می کرد و از خوف خدا زار زار می گریست ٬ پس از مدتی ٬ چندین شب آیه ۲۱ سوره حدید را که آیه رحمت و بهشت است می خواند و گریه می کرد و آن آیه این است : « بشتابید به (سبب ) آمرزش از ناحیه پروردگارتان ٬ و به سوی بهشتی که وسعت آن همچون وسعت آسمان و زمین است که برای آنان که ایمان به خدا و رسولش آورده اند آماده شده است ٬ این از فضل و کرم خدا است که به هر کس بخواهد و (شایسته ببیند ) می دهد ٬ و خداوند صاحب فضل و کرم بزرگ است . »
یکی از همسایگان ٬ او را دید و به عنوان اعتراض به او گفت : تو مدتی شبها آیه های عذاب را در نماز می خواندی و گریه می کردی ولی اکنون مدتی است این آیه ای را که بیانگر رحمت و بهشت و فضل و کرم خدا است می خوانی ٬ و باز گریه می کنی ٬ برای چه؟
آن پارسای وارسته در پاسخ او گفت : بهشتی که آن همه پهناور و وسیع است – به وسعت زمین و آسمان – می بینم برای من در آنجا ٬ جای یک قدم نیست ( ترس آن دارم که از آن همه وسعت مرا مرحوم سازند ٬ واحسرتا که محروم شوم) و گریه ام از این جهت است.

آیا در بهشت سرویس بهداشتی هم وجود دارد ؟

« لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین »

در روایت است مردی از پیامبر اکرم (ص) سوال می کند : آیا شما گمان می کنید که بهشتیان می خورند و می آشامند ؟
حضرت می فرماید : بله ٬ قسم به خدا هر فردی در بهشت قوه و قدرت صد مرد را دارد و به اندازه صد نفر غذا می خورد و نوشیدنی می نوشد .
بعد او سوال می کند : بهشت که جای پاک و پاکیزه است و جای کثافات و آلودگی نیست ٬ پس اینها پس از این همه خوردن و نوشیدن احتیاج به دستشویی پیدا کنند چیکار می کنند ؟
حضرت می فرماید : آنچه را که خورده اید به صورت عرق خوشبو که بوی مشک و عنبر می دهد ٬ از بدنشان خارج می گردد ( و دیگر احتیاج به دستشویی ندارد . )۱
در روایت دیگری است که یک نصرانی از امام باقر (ع) سوال کرد : چگونه است که اهل بهشت غذا و میوه و نوشیدنی می خورند اما تغوّط نمی کنند و به دستشویی نمی روند ؟ در دنیا مثالی برای من بزن.
حضرت در پاسخ فرمودند : جنین در شکم مادرش از غذایی که مادرش می خورد او نیز می خورد اما در عین حال تغوّط نیز نمی کند و دستشویی ندارد.

نماز

پاداش شب زنده داران و روزه داران

« لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین »

رسول اکرم (ص) می فرماید : « در بهشت درختی است که از آن اسبهای ابلق ( سیاه و سفید ) با دو بال و با زینهایی از یاقوت بیرون می آیند . اولیای خدا بر آنها سوار می شوند و به هر جای بهشت بخواهند به پرواز در می آیند . اهل بهشت از خدا می پرسند : خدایا ! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند که ما از آن محروم هستیم ؟ جواب می شنوند :
آنها کسانی هستند که در دنیا شبها از بستر خواب بیرون می آمدند و به نماز و راز و نیاز مشغول بودند ٬ در حالی که شما در خواب بودید ٬ و روزها که شما می خوردید و می نوشیدید ٬ آنها روزه می گرفتند و همیشه از ترس و شوق من می گریستند. »

 

جهنم :

دوزخیان :

گروه دوم دوزخیان (جهنمی ها ) هستند . همچنان که ایمان پایة همة خوبی ها و اعمال شایسته و پسندیده است ، کفر نیز زیربنای تمامی بدی ها و اعمال ناشایست می با شد . انسان با ایمان اگر مرتکب گناه و خلافی باشد چون به عذاب الهی در صورت ادامة گناه و عفو و گذشت پروردگار در صورت توبه معتقد است توبه می کند و اعمال گذشته را با انجام دادن کارهای خیر جبران می سازد .

بدیهی است انسان دارای هوا و هوس و نفس اماره اگر از قید ایمان نیز رها شده باشد طباً در گرداب گناهان و انحرافات فساد اخلاق غرق خواهد شد و چنین افرادی جز به جهنم و چشیدن عذابهای آن سرنوشتی نخواهند داشت .

ویژگی های جهنم

ویژگی های جهنم :

بعضی از ویژگی های جهنم در طی آیاتی با تعابیر گوناگون بیان گردیده . در سورة بقره آیة ۳۹ : و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند ، همانان اران آتشند و در آن جاویدان . و نیز در سورة هود آیة ۱۵و ۱۶ آمده است :کسانی که زندگی دنیا و زینت آنرا طالب باشند . اعمالشان را در این جهان بی کم و کاست به آنان می دهیم ولی در آخرت جز آتش سهمی نخواهند داشت و آن چه را در دنیا ( برای غیر خدا ) انجام داده اند هدر می رود ، همة انچه انجام داده اند باطل می گردد و در این صورت از اعمال خود فقط به نتیجة مادی و دنیوی می رسد ، مسلماً در آخرت دستش از همة نعمت های آن جا خالی خواهد ماند.

همچنین امام صادق (ع) فرمودند : به راستی که اهل جهنم آتش جهنم را بزرگ می پندارند و اهل بهشت نیز بهشت و نعمتهایش را با عظمت می پندارند . وقتی اهل حهنم وارد حهنم شوند به مدت هفتاد سال پایین می روند و هرگاه پس از هفتاد سال بالا بیایند ، فرشتگان مسؤل با گرزهای آهنی بر سر آنها می کوبند و آنها دوباره به پایین حهنم پرتاب می شوند . خداوند می فرماید : « کُلَّما أرادو أن یَخرُجُوا مِنها مِن عَمَّ اُعیدُوا فیها وُذُوقُوا عذابَ الحَریق » سپس پوست هایشان به پوست های دیگر تبدیل می شود تا عذاب را بچشند . عذاب کافران دائمی و همیشگی است و یکی از تفاوتهای عذاب دنیا و عذاب آخرت در همین است که عذاب دنیا با لاخره پایان پذیر است ولی عذابهای جهنم تمام شدنی نیست . نه مرگی در آنجا هست که با مردن عذاب پایان پذیرد و نه حتی وسیله ای برای تخفیف عذاب وجود دارد .

رسول خدا فرمودند : هنگامی که در معراج با جبرئیل بودم ، صدایی شنیدم که من را پریشان کرد . از جبرئیل سؤال کردم : این صدای وحشتناک از چه بود ؟ فرمود : این صدای سنکی است که من هفتاد سال پیش در آتش جهنم انداخته بودم و اکنون به ته جهنم برخورد کرد ، سپس فرمودند : فرشته ای را دیدم که خیلی از او ترسیدم و به جبرئیل گفتم : ای جبرئیل ! این چه فرشته ای است که من را پریشان کرده است ؟ جبرئیل امین فرمود : به راستی که تمام جهانیان و فرشتگان از آن می ترسند و از او به خدای تبارک و تعالی پناه می برند این فرشته ، مسؤل جهنم است و نامش « مالک » است . در مورد آمدن جهنم از ایشان سؤال کردند ، فرمودند : همان جبرئیل به من خبر داد و فرمود : هرگاه خدای تبارک و تعالی تمام آفریده ها را جمع کرد در آن هنگام می فرماید : جهنم را بیاورید . سپس در آن لحظه جهنم را می آورند ، در حالی که هزار دستگیره و هر دستگیره صدهزار زنجیر نسوز دارد و هر زنجیر در دست یکی از فرتگان بزرگ قرار دارد و نیز صدایی وحشت ناک و حرارتی سوزان دارد و اگر خدای تبارک و تعالی به او به اندازة یک نوک سوزن اجازة نفس کشیدن بدهد ، تمام آفریده ها از بین خواهد رفت .

سپس آنها را روی پل صراط قرار می دهد که پل صراط ، باریک تر از مو و تیز تر از تیغ شمشیر است و از سه قسمت تشکیل شده است ، یکی برای امانت و گذشت ، دیگری برای نماز و قسمت آخر برای پروردگار جهانیان است که هیچ معبودی جز او نیست . آنگاه خدای تبارک و تعالی امر می فرماید که خلایق از پل صراط عبور کنند و آنها می روند تا به قسمت امانت و گذشت می رسند ، سپس اگر نجات یافتند به قسمت نماز می روند و اگر از آن نیز نجات یافتند به قسمت پروردگار جهانیان می رسند که تفسیر این آیة شریفه است : « اِنَّ رَبُّکَ لَبِالمِرصاد » به راستی که پروردگار تو در کمینگاه است .

جهنم و جهنمیان (1)

فرشتگان در اطراف پل صراط ایستاده اند و ندا می زنند : پروردگارا ! ای بردبار ! ای مهربان ! ای بخشنده ! به فضل خودت گذشت کن و آنها را نجات بده و به سلامت برسان . آنگاه مردم مانند فرش هایی که روی هم انباشته ده اند وارد جهنم می شوند و بعضی ها مانند برق و بعضی ها مانند نور و بعضی ها مانند اسب تیزرو و بعضی ها با دویدن و بعضی با راه رفتن و بعضی ها چهار دست و پا و بعضی ها معلق ، از پل صراط عبور می کنند و هرکس از آن عبور کند می گوید : حمد و سپاس مخصوص خدایی است که مرا از تو نجات داد ، درحالی که من از تو مأیوس بودم .

در آیه ای از قرآن آمده است : دوزخ حرام است به چشمی که از ترس خدا گریسته وچشمی که برای خدا نخوابیده است و چشمی که از حرام خدا بسته است و چشمی که برای خدا از میان رفته است . در آیه ای دیگر گفته شده :

  إنَّ لِجَهَنَّمَ با بأ لا یَد خُلُهُ إلّا مَن شَفی غَیظَهُ بَمَصِیَتهِ الله

دوزخ را دروازه ای است که تنها کسانی از آن می گذرند که خشم خویش را با گناه فرو نشانده اند .

درهای جهنم4545

تعداد درها و طبقات جهنم

جهنم هفت در دارد و با توجه به روایات وارده که جهنم هفت طبقه دارد ٬ هر یک از این هفت در ٬ به یک طبقه باز می شود .
از علی (ع) روایت شده که فرمودند :
« آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است ؟ راوی می گوید ٬ گفتیم : مثل درهای دنیا . حضرت فرمودند : نه ٬ بلکه دستهایشان را روی هم گذاشتند و فرمودند : درهای جهنم اینگونه است ٬ یعنی طبقه طبقه است و هر طبقه ای یک در دارد . »۱
در روایت دیگری از حضرت علی (ع) نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده :

۱- هاویه ۲- سعیر ۳- جحیم ۴- سقر ۵- حُطَمه ۶- لَظی ۷- جهنم ۲
« اولین طبقه جهنم ٬ هاویه است و آخرین و پایین ترین طبقه آن جهنم است .»
در بعضی روایات عکس هم ذکر شده.
در روایتی هم آمده : «در اول ویژه مسلمانان گنهکار است. در دوم مخصوص یهود . در سوم مخصوص نصارا. در چهارم مخصوص ستاره پرستان. در پنجم مخصوص مجوس . در ششم ویژه مشرکان . در هفتم مخصوص منافقان .»

چهار عامل ما را جهنمی کرد

در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفت و گو رخ می دهد ٬ که قرآن ترسیمی از آن گفت و گوها را بیان فرموده است ٬ یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر آمده این است که : اهل بهشت از مجرمان می پرسند : چه عاملی شما را به دوزخ رولنه کرد ؟
آنها می گویند : ۴ عامل :

۱ – « لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ » ٬ پای بند به نماز نبودیم .
۲ – « لَمْ نَکُ نُطْعِمُ المِسْکینَ » ٬ به گرسنگان اعتنا نمی کردیم .
۳ – « کُنّا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ » ٬ ما در جامعه فاسد هضم شدیم .
۴ – « کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّین » ٬ قیامت را هم نمی پذیرفتیم .

20z9u8x

ملائکه نقاله و جنازه معصیتکاری با قیافه سگ

«لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین»

یکی از علما و محققین زمان قاجاریه می گوید : در زمان ناصرالدین شاه قاجار ٬ جنازه یکی از دولتمردان قاجار را می بردیم و در عتبات عالیات دفن کنیم . در یکی از منازل ٬ جنازه را نزدیک خود گذاشته و مشغول صحبت بودیم که ناگاه دیدیم تابوت به حرکت در آمد و سگی بدمنظر از میان آن بیرون آمد و رفت . وقتی ما این حالت را دیدیم تعجب کرده و درون تابوت را نگاه کردیم ٬ دیدیم چیزی درون تابوت نیست و تابوت خالی است فهمیدیم که ملک نقاله ٬ جنازه آن خبیث ر به جای نامناسبی برده اند و راضی نشده اند در جوار ائمه اطهار دفن شود . در نتیجه ناچار چوب کلفتی را به اندازه انسان مهیا کردیم و کفن نمودیم و در داخل تابوت گذاشتیم و سپس آن چوب را به عتبات عالیات برده و دفن کردیم.

جهنم از زبان امیرالمومنین (ع)

از حضرت امیرالمومنین منقول است که فرمود :« برای اهل معصیت نَقبهایی در میان آتش زده اند ٬ و پاهای ایشان را در زنجیر کرده اند ٬ و دستهای ایشان را در گردن غل کرده اند ٬ و بر بدنهای ایشان پیراهنهایی از مس گداخته پوشانیده اند و جبّه هایی از آتش برای ایشان بریده اند ٬ در میان عذابی گرفتارند که گرمیش به نهایت رسیده و درهای جهنم را بر روی ایشان بسته اند ٬ پس هرگز آن درها را نمی گشایند ٬ و هرگز نسیمی داخل نمی شود ٬ و هرگز غمی از ایشان برطرف نمی شود. عذاب ایشان پیوسته شدید است ٬ و عقاب ایشان همیشه تازه است ٬ نه خانه ایشان و نه عمر ایشان به سر می آید . به مالک جهنم استغاثه می کنند که از پروردگار خود طلب کن که ما را بمیراند. در جواب می گوید که : همیشه در این عذاب خواهید بود . »۱

جهنم و جهنمیان (2)

آتش جهنم :

 از رسول خدا روایت شده است : به راستی که آتش دنیا یک هفتادم آتش جهنم است و آنرا هفتاد بار با آب خاموش کرده اند تا به این صورت درآمده است و اگر این طور نبود انسان نمی توانست به آن نزدیک شود و طاقت حرارت آنرا نیز نمی داشت و انسان را در روز قیامت می آورند ، وارد آتش جهنم می کنند .

رسول خدا به جبرئیل فرمودند : از لحظه ای برایم بگو که خداوند آتش جهنم را آفرید و جبرئیل امین فرمود : وقتی خدای تبارک تعالی آنرا آفرید امر فرمود که بر آن دمیده شود ، پس هزار سال به آن دمیده شد تا وقتی که سفید شد ، سپس بار دیگر امر فرمود و هزار سال بر آن دمیده شد تا وقتی که قرمز شد و بار سوم امر فرمود بر آن دمیده شود ، پس بر آن هزار سال دمیده شد تا وقتی که سیاه شد و شعله های آن آرام نمی گیرد و حرارتش از بین نمی رود ، سپس فرمود : قسم به آن خدایی که تورا به حق مبعوس کرد ! اگر خداوند به او به اندازه یک نوک سوزن اجازه دهد که نفس بکشد تمام اهل زمین و اهل آسمان از شدت حرارتش به هلاکت خواهند رسید .

زنجیرهای جهنم :

اگر یک حلقه از همان زنجیری که خدای متعال در قرآن به آن اشاره کرده روی زمین قرار بگیرد ، زمین از شدت حرارتش ذوب خواهد شد ، این همان زنجیری است که کافران با آن در جهنم زندانی می شوند و اگر یک جامه از جامه های جهنم به اهل زمین عرضه شود ، تمام اهل زمین از بوی گند آن به هلاکت خواهند رسید .

لباسهای جهنمیان:

 فَالَّذینَ کَفَروا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابُ مِنْ نارٍ ۱

 وَ تَرَی الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْاَصْفادِ سَرابیلُهُمْ مِنْ قطِرانٍ وَ تَغْشی وُجوهُهُمُ النّارُ ۲

« کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود . و در روز قیامت مجرمان را باهم در غل و زنجیر می بینی که لباسهایشان از ماده چسبنده بدبوی اشتعال زاست و صورتهایشان را آتش می پوشاند . »
« قطران » نوعی ماده سیاه رنگ قابل اشتعال است ٬ چیزی شبیه مخلوطی از قیر و بنزین که خیلی هم بدبو و بدمنظر است و در آتش دوزخ سریعا آتش می گیرد و شعله ور می شود .
لباس اهل جهنم یا قطعه هایی از مس و آهن گداخته و سرخ شده است و یا قطران است.
امام باقر (ع) می فرماید : « به اهل جهنم هفتاد جامه از آتش می پوشانند و کلاهی از آتش بر سرشان می گذارند.
جبرئیل هم به پیامبر اکرم (ص) عرض کرد که : اگر یکی از پیراهن و سرابیل اهل جهنم بین زمین و آسمان آویزان شود ٬ تمام اهل زمین از بوی بد و حرارت آن می میرند .پیامبر اکرم (ص) با شنیدن این حرف گریه کرد.

طعام و نوشیدنی های جهنم :

در قرآن آیاتی چند به خوردنی ها و آشامیدنی های جهنمیان اشاره دارد . « وَ لا طعام اِلاّ مِن غِسلینٍ» و به جز چرک و خون دوزخیان هیچ طعامی ندارند. این طعام آبی است که از شستشوی بدن کفار در دوزخ می ریزد و نوشابة داغی که کافران را با آن پذیرایی می کنند چرک ، خونابه و کثافاتی است که از سوختن اهل جهنم حاصل می شود .

غذای دیگر دوزخیان زقوم است ، زقوم گیاهی است تلخ ، بد بو ، بد طعم و شیره ای دارد که وقتی به بدن انسان می رسد وَرم می کند .

روایت شده ؛ اگر یک قطره از آب زقوم بر کوه های زمین بیفتد ، تمام کوه ها متلاشی می شوند و این همان آبی است که دوزخیان باید از آن بخورند .

و این بود اوصافی از جهنم که عذاب شدید جهنم را به ما یاد آوری می کند ، پس خداوندا به تو پناه می بریم از عذاب جهنم و آتش دوزخ .

عقابت زناکار :

شیخ راوندی در نوادر با استناد از رسول خدا (ص) روایت کرده است : زناکار را در جهنم ، بالای اهل جهنم می آورند ، آن گاه قطره ای از فرجش بر اهل جهنم می افتد و اهل جهنم از بوی گند آن بیزار می شوند . سپس اهل جهنم با صدای بلند به فرشتگان مسئول جهنم می گویند : این چه بوی گندی است که ما را آزار می دهد ؟ آن گاه به آنها گفته می شود : این بوی گند برای شخص زناکار است .

عذاب متکبران با آتش دوزخ :

« لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین »

رسول خدا (ص) بر زنی که آتش در تنور روشن کرده بود و نان می پخت گذشتند ٬ این زن طفلی داشت که پهلوی خود نشانیده بود . همین که چشمش به آن حضرت افتاد عرض کرد : یا رسول الله (ص) شنیده ام شما فرموده اید : « خداوند مهربانتر است به بنده خود از مادر نسبت یه فرزند خود » ایا راست است ؟  فرمودند : بلی.
زن عرض کرد : مادر طفل خود را در این تنور نمی اندازد خدا چگونه بنده خود را به جهنم می برد ؟!

پس رسول خدا (ص) ینا کرد گریه کردن و فرمود : خدا با آتش کسی را عذاب نمی کند مگر اینکه تکبر کند و از گفتن « لا اله ال الله » پرهیز کند.

flame isolated over black background

جایگاه منافقان در جهنم :

منافقان در پایین ترین طبقه جهنم قرار دارند . بعضی هم گفته اند که : منافقین در تابوتهایی از آهن هستند که در جهنم بر روی آتش آویزان هستند و ایشان در داخل تابوتهای آهنی گداخته شده که هیچ راه فرار ندارند و جزغاله می شوند .

عذاب زنان در جهنم :

« لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین »

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم ».

( و اکنون گریه ام برای ایشان است . )

  • زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.
  • زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.
  • زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.
  • زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .
  • زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.
  • زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.
  • زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .
  • زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.
  • زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.
  • و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.

حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.

  • زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.
  • و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد …
  • و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.
  • و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.
  • و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.
  • و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.
  • و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .
  • و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.
  • و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.
    سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد.

 

آســـیاب آدم خردکن در جهنم :

« در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند ٬ مثل آرد ٬ خرد می کند و بیرون می ریزد دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ٬ باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد . بعضی از افراد مخصوص این آسیاب ٬ ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند ٬ و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند و بیت المال را حیف و میل می نمایند »۱

پرتاب و سقوط از اهل آتش به قعر جهنم :

امام باقر (ع) می فرماید: در پاسخ خداوند متعال که در عذاب اهل آتش خطاب به ملائکه عذاب فرموده: «خُذُوهُ فَغُلُوهُ ثُمّّ الجَحیمَ صَلُّوهُ »۱
هفتاد هزار ملائکه غلاظ و شداد از جای خود حرکت می نمایند و استخوانهای اهل آتش را خرد و گوشتهایشان را متلاشی می کنند.اهل آتش می گویند: آیا بر ما رحم نمی کنید؟آنان می گویند:ای اشقیا!چگونه ما بر شما رحم کنیم و حال آنکه خداوند ارحم الراحمین بر شما رحم نکرده. آنگاه آنان را به طرف جهنم پرتاب می کنند که هفتاد سال به طرف ته جهنم فرو می روند و در حال سقوط ٬ سنگهای آتش زا به پهلوهای راستشان می بندند و از طرف چپشان هم شیطانی با ایشان قرین می شود . هفتاد پوست در بدن ایشان قرار می دهند که کلفتی هر پوستی بیش از اندازه است اما تا به ته جهنم برسند همه آنها خواهند سوخت و در بین راه و سقوط به جهنم مارها و عقربهای آتشین ٬ ایشان را خواهند گزید تا جایی که سرشان از هیبت نیش آنها به اندازه کوه و لبهایشان به اندازه خرطوم فیل می شود و آتش به مقعدشان داخل می شود و تمام امعا و احشایشان را می سوزاند و از سر دماغشان چرک و خون جاری می شود و وقتی به ته جهنم برسند هفتاد جامه از آتش بر بدنشان بپوشانند و کلاهی آتشین بر سرشان بگذلرند و چنان جهنم برایشان تنگ شود که گویا میخی را به زور چکش به دیوار فرو کرده اندو و از هیبت و شدت عذاب جهنم روحهایشان سیاه گردد و بدمشان بدمنظره گردد و ناخن هایشان مثل ناخن حیوانات دراز شود ٬ اینجاست که ملائکه غلاظ و شداد با گرزهای آهنین و آتشین بر سرشان بکوبند که بار دیگر به دره های عمیق جهنم فرو روند . و این حالت همچنان ادامه دارد.

غار های جهنمی

غاری از آتش در جهنم :

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود :

« در جهنم٬ غاری از آتش است که اهل جهنم از آن غار به خدا پناه می برند و این غار مخصوص متکبران است. »

عذاب آتش

آتش در حال جوشیدن :

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « روزی جبرئیل بر من نازل شد در حالی که رنگش پریده بود ٬ پرسیدم چرا رنگت پریده؟ گفت: به جهنم نگاه کردم ٬ دیدم یک وادی در جهنم است که آتش آن می جوشد ٬ از خازن جهنم پرسیدم که این وادی برای چه کسانی است؟ گفت : برای سه طایفه: ۱ – متکبران ٬ ۲ – قوادها که واسطه حرام بین دو نفر هستند ٬ ۳-شرابخواران »۱

سکران

کوهی به نام سکران :

شیخ طبرسی در امالی با استناد از رسول خدا (ص) روایت کرده است : حبیبم جبرئیل امین (ع) به من فرمود : خدای تبارک و تعالی در جهنم ، کوهی به نام « سکران » آفریده است و در دامنة آن کوه ، سرزمینی به نام « غضبان » قرار دارد . در آن سرزمین ، دره ای است که عمق آن صد سال راه است . در آن دره صندوق هایی از آتش وجود دارد و در آن صندوق ها ، جامه ها و زنجیرها و دست بندهایی از آتش برای اهل جهنم وجود دارد که در آنجا ساخته می شوند .

آسانترین عذاب در جهنم :

شیخ راوندی در نوادر با استناد از امام موسی کاظم (ع) از رسول خدا (ص) روایت است : به راستی که آسانترین عذاب اهل جهنم « ابن جذعان » است . از رسول خدا (ص) سؤال شد : ابن جذعان در دنیا چه کاری کرد که عذابش آسان است ؟ ایشان فرمودند : به راستی که او اطعام می داد .

حال اهل جهنم از نظر امام باقر (ع) :

«لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین»

عمرو بن ثابت از امام باقر (ع) نقل می کند می کند که حضرت فرمود:

« اهل آتش جهنم در آنجا از شدت عذاب دوزخ همانند سگ وگرگ عوعو می کنند و زوزه می کشند . ای عمرو ! نظر و گمانت چیست در مورد قومی که مرگی برایشان نیست و عذابشان تخفیف پیدا نخواهدکرد؟ بسیار تشنه اند . بسار گرسنه اند . چشمشان کور ٬ گوششان کر و زبانشان لال است . صورتشان سیاه است. بسیار نادم و پشیمان هستند . مورد غضب واقع شده اند . از عذاب ٬ رحم نمی شوند و عذابشان کم نمی گردد . در آتش دوزخ شعله می کشند و می سوزند . از ماء الحمیم خواهند نوشید و از زقوم خواهند خورد.
با گرزهای آهنین و آتشین زده خواهند شد و ملائکه غلاظ و شداد هیچ رحمی به آنان نخواهند کرد . آنان به رو به آتش کشیده خواهند شد. با شیاطین همنشین و رفیق خواهندشد . در غل و زنجیر بسته خواهند شد.
هر چه داد و فریاد کنند کسی جوابشان را نخواهد داد. اگر چیزی بخواهند حاجتشان برآورده نخواهد شد.این است حال کسی که داخل در آتش جهنم و دوزخ گردد.»

آتش دوزخ

هرکس به اندازة عملش حساب می شود :

از رسول خدا (ص) سؤال شد : ای رسول خدا (ص) آیا از دوستان شما در جهنم خواهند رفت ؟ ایشان فرمودند کسی که گناهکار استدر محشر آورده می شود ، پس به او می گویم : ای مرد ! به راستی تو گناهکار هستی و نمی توانی با نیکان همنشینی کنی و نیز نمی توانی با حورالعین باشی تا وقتی که از گناه پاک شوی ، آنگاه بعضی ها بوسیلة فشار قبر و بعضی ها با فشار روز محشر و بعضی ها در دنیا به بیماری مبتلا می شوند و پاک می شوند و بعضی ها در برزخ ، عذاب می شوند تا گناهان آنها پاک شود و کسانی که گناهشان زیاد باشد ، در روز قیامت در جهنم عذاب داده می شوند تا گناهانشان پاک شود ، سپس وارد بهشت می شوند و این افراد از شیعیان ما نیستند ؛ بلکه از دوستان و محبان ما هستند ؛ زیرا شیعان ما کسانی هستند که پایشان را جای پای ما می گذارند و هر کاری که ما انجام می دهیم انجام می دهند .

 

نتیجه گیری :

در آخر از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که در روز قیامت هیچ چیز به سود انسان نخواهد بود مگر عمل صالح و صالحان نیکوکارترین افراد هستند که در عالی ترین رتبه و مقامند و قرآن کریم نیز ویژگی مؤمنان و صالحان را دوری از آتش قلمداد می نماید و آنان از کیفر و عذاب در امانند و از سرزنش ها آسوده و از آتش دوراند و در خانه های امن الهی از جایگاه خود خوشنودند و لایق ملکی جاودانه و نعمتهایی پایدار می با شند و گناه کاران نیز در جایگاهی تنگ و در آتشی فرو می روند که صدای زبانه هایش وحشت زا ، شعله هایش بلند و گدازنده است ، پس باید دانست که دنیا خانة آرزوهایی است که زود نابود می شوند ، دنیا شیرین و خوش منظره است که به سرعت به سوی خواهانش می رود و بیننده را می فریبد بنابراین باید سعی کرد با بهترین توشه از آن کوچ کرد و همواره از مرگ ترسید . نکند زمانی سوراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد ، که در این صورت خود را تباه کرده ای . به یاد مرگ باش به امید آنکه ما نیز جزء بندگان صالح خداوند متعال باشیم .

پیامبر اکرم (ص) می فرماید : وقتی که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم ، دیدم فرشته هایی مشغول ساختمان سازی هستند با یک خشت از طلا و با یک خشت از نقره و گاهی هم مکث میکنند و دست از کار میکشند .
گفتم : چرا بعضی وقتها می سازید اما بعضی وقت ها نمی سازید ؟
گفتند : صبر میکنیم تا مصالح ساختمانی برسد .
گفتم : مصالح ساختمانی شما چیست ؟
گفتند : ذکر و سخن مومن در دنیا که بگوید : « سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر »

الهم عجل لولیک الفرج

حقیقت بهشت و جهنم

حقیقت بهشت و جهنم



بسم الله الرحمن الرحیم ، سرهندی هستم مدیر سایت جنبش مردمی احیای سبک زندگی اسلامی ، هدف ما از گردآوری این سایت الگو گیری از بزرگان اسلام و ترویج زندگی سالم است.


2 نظر برای “حقیقت بهشت و جهنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *