«مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى»


ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز ميگردانيم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‏آوريم.

در اسلام به چه کسی منافق گفته می شود؟

جی سبک – در مثال منافق همانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه قرار می دهد و یکی از آن دو را باز می گذارد و از آن رفت و آمد می کند و دیگری را بسته نگه می دارد. هر گاه احساس خطر کند، با سر راه بسته را باز کرده و می گریزد. نام سوراخ مخفی موش « نافقاء » است که کلمه « منافق » نیز از همین واژه گرفته شده است .

معنی نفاق و منافق کیست؟

نفاق دارای معنای گسترده ای است و هر کس که زبان و عملش هماهنگ نباشد ، سهمی از نفاق دارد . در حدیث می خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده های خود عمل نکردیم ، منافق هستیم؛ گر چه اهل نماز و روزه باشیم.۱ تظاهر و ریاکاری نیز نوعی نفاق است.

برخی از ویژگی های منافقان در قرآن کریم

منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند ؛ ملاک علاقه شان کامیابی و ملاک غضبشان ، محرومیت است ؛ نسبت به پیشرفت مومنان نگران ، ولی نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می آید شادند.

منافقان

خصوصیات منافقان از دید قرآن

۱- دروغ گویی

” و گروهی از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم . در حالی که مومن نیستند . ” ۲

۲- فریبکاری

“منافقان به پندار خود با خداوند و مومنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند ، اما نمی فهمند!”۳

مراد از خدعه منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احکام خدا و دین الهی است که آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار می دهند و یا به معنای فریبکاری با پیامبر خداست ؛ زیرا خدعه با رسول خدا به منزله خدعه با خداست که روشن است این گونه فریبکاری در واقع فریب خود است. چنان که اگر پزشک، دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آن را مصرف کردم ، به گمان خودش پزشک را فریب داده ، ولی به راستی خود را فریب داده است .

۳- بیمار دل

در دلهای منافقان ، بیماری است ، پس خداوند بیماری آنان را بیفزاید. و برای آنان عذابی دردناک است ، به سزای آنکه دروغ می گویند . ” ۴

در حقیقت منافق ، بیمار است . همان گونه که بیمار، نه سالم است و نه مرده ، منافق نیز نه مؤمن است و نه کافر . بیماری منافق نیز رشد سرطانی دارد .

۴- فسادگر در زمین

” هر گاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید ، می گویند ؛ همانا ما اصلاح گرهستیم . “۵

خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. ” امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد

۵- بی خرد

” آگاه باشید! آنان خود اهل فسادند ، ولی نمی فهمند. ” ۶

۶- تحقیر مومنان

” و چون به آنان گفته شود، شما نیز همان گونه که (سایر) مردم ایمان آورده اند ایمان آورید، (آنها با تکبر و غرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان ایمان بیاوریم ؟ آگاه باشید ! آنان خود بی خردند ، ولی نمی دانند .»”۷

۷- دو چهره

” و چون با اهل ایمان ملاقات کنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده ایم . ولی هر گاه با (همفکران) شیطان صفت خود خلوت کنند ، گویند: ما با شما هستیم ، ما (اهل ایمان را) مسخره می کنیم . “۸

۸- سردرگم

” خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. “۹

امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد. ۱۰

چنان آنان را در طغیان و سرکشی خود رها می کند تا سردرگم و غرق شوند.

۹- دین فروش

” آنان کسانی هستند که به بهای (از دست دادن) هدایت ، خریدار ضلالت و گمراهی شدند . اما این داد و ستد ، سودشان نبخشید و راه هدایت نیافتند.” ۱۱

۱۰- آتش افروز

«” مثل آنان (منافقان) مثل كسی است كه آتشی افروخته ، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت ، خداوند روشنایی و نورشان را برد و آنان را در تاریكی هایی كه (هیچ) نبینند ، رهایشان كرد. ” ۱۲

این آیه در مقام تشبیه روحیات و حالات منافقان است . آنان ، آتش می افروزند ، ولی خداوند نورش را می برد و دود و خاكستر و تاریكی اش را برای آنان وا می گذارد ..

منافقان برای آنكه به اهداف خود برسند، آتش افروزی می كنند .

۱۱- باطل گرا

” آنان ( از شنیدن حق) كر و ( از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) كورند ، پس (به سوی حق) باز نمی گردند . ” ۱۳

اگر بخواهیم به عمق و معنای عمیق این ویژگی (باطل گرایی) پی ببریم به آیه دیگری از قرآن كریم اشاره می كنیم كه در آن می خوانیم؛

” آنان دل دارند ، ولی نمی فهمند ، چشم دارند ولی نمی بینند ، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند ، این گروه همچون چهارپایان ، بلكه از آنها پست تر و گمراه ترند ، ایشان غافل هستند .” ۱۴
منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند

۱۲- ترس و وحشت

” یا چون (گرفتاران در) بارانی تند از آسمان اند كه در آن ، تاریكی ها و رعد و برقی است . آنان از ترس صاعقه ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش هایشان قرار می دهند ، و (لی) خداوند بر كافران احاطه دارد . “۱۵

قرآن ، منافق را به شخص در باران مانده ای تشبیه كرده كه مشكلات باران تند ، شب تاریك ، غرش گوش خراش رعد ، نور خیره كننده برق ، و هراس و خوف مرگ ، او را فرا گرفته ، اما او نه برای حفظ خود از باران پناهگاهی دارد و نه برای تاریكی ، نوری و نه گوشی آسوده از رعد و نه روحی آرام از مرگ .

ترس و وحشت همیشه و در همه جا همدم و همراه منافقان است ؛ در همین دنیا نیز دلهره و اضطراب و رسوایی و ذلت دامنگیر منافقان می شود و هر لحظه كه خداوند بزرگ اراده فرماید، اسرار و توطئه های آنها افشا می شود .

۱۳- در راه ماندگی

” نزدیك است كه برق آسمان ، نور چشمانشان را برباید ، هر گاه كه (برقی در آن صحرای تاریك و بارانی) برای آنان بدرخشد ، در آن حركت كنند ، ولی همین كه تاریكی ، ایشان را فرا گرفت بایستند . و اگر خداوند بخواهد ، شنوایی و بینایی آنان را (از بین) می برد ، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست .” ۱۶

نهج البلاغه

نهج البلاغه درباره منافقان

در ارتباط با منافقان سخنان بسیاری از پیامبر خدا(ص)، امام علی(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) وجود دارد. در دوران امام علی(ع) منافقان خسارت‌های بسیاری به حکومت امام(ع) وارد کردند و سبب شکست و حتی شکل‌گیری برخی جنگ‌ها شدند؛ لذا امام به مناسبت‌هایی در توصیف و نکوهش آنان مطالبی بیان نمود که در این‌جا به تعدادی از آنها که در نهج البلاغه آمده؛‌ اشاره می‌کنیم.
۱ – گمراه بودن و به گمراهی کشاندن دیگران: «أُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّون‏ …»؛[۱] شما را از اهل نفاق می‌ترسانم؛ چرا که آنان‏ گمراه و گمراه کننده‌اند، دچار لغزش و لغزاننده‌اند. به هر وسیله کوبنده‌اى براى گمراه کردن شما متوسل می‌شوند، و در هر کمین‌گاهى کمین می‌کنند. براى فریب مردم به دور از دیده حرکت می‌کنند، و چون روباه در میان جنگل انبوه از درخت می‌جهند. … راه سخت و دشوار باطل را آسان جلوه می‌دهند، و از راه حق بر این پایه که راهى سخت و تنگ است می‌ترسانند. اینان یاران شیطان، و زبانه‌هاى آتش‌اند، آنان حزب شیطان‌اند، و بدانید حزب شیطان زیانکارانند.
۲ – سخن گفتن بدون فکر و اندیشه: «إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِه‏…»؛[۲] قطعاً زبان مؤمن پشت قلب او، و قلب منافق پشت زبان او است؛ زیرا مؤمن چون بخواهد سخنى گوید درباره آن در دل خود اندیشه نماید، اگر خیر بود آشکارش کند، و اگر شر بود نهفته‌اش دارد. و منافق هرچه به زبانش آید بگوید، نمی‌فهمد چه سخنى براى او سودمند و کدام گفتار براى او زیان‌آور است.
۳ – هراس و پروا نداشتن از انجام گناه: «رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلْإِیمَانِ مُتَصَنِّعٌ بِالْإِسْلَامِ لَا یَتَأَثَّمُ…»؛[۳] مردى که منافق است و تظاهر به ایمان دارد، خود را در پوشش اسلام نشان می‌دهد، گناه را گناه نمی‌داند (از انجام آن ابائی ندارد) و از معصیت پروا ننماید.
۴ – دوروئی و دو رنگ بودن: «پیامبر(ص) به من گفت:… لَکِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ یَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ یَفْعَلُ مَا تُنْکِرُون‏ …»؛[۴] ولى بر شما از کسى که در دل منافق و در زبان دانا است مى‏ترسم، که مى‏گوید آنچه را خوب مى‏دانید، و انجام مى‏دهد آنچه را زشت به شمار مى‏آورید».
«رنگ به رنگ می‌شوند، و به حالات گوناگون ظاهر می‌گردند، … وصفشان به ظاهر دواى درد، و گفتارشان شفا است، امّا عملشان دردى است بی‌دوا. باطل می‌گویند ولى حق جلوه می‌دهند. بد وصف می‌کنند و زیبا می‌نمایانند».
[۵]
۵ – دشمنانی بدون بازگشت:  (لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی‏…)  «اگر با این شمشیر بر بن بینى مؤمن زنم که با من دشمنى ورزد دشمنى نخواهد کرد. و اگر تمام جهان را در کام منافق ریزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت؛ زیرا قضا جارى شده و بر زبان پیامبر(ص) گذشته که فرمود: یا على، مؤمن تو را دشمنى نکند، و منافق تو را دوست ندارد».
[۶]
۶ – دروغ‌گو و جعل کننده احادیث برای رسیدن به منافع دنیایی: «…لَا یَتَحَرَّجُ یَکْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مُتَعَمِّدا …»؛[۷] عمداً به رسول خدا(ص) دروغ می‌بندد. اگر مردم بدانند که او منافق و دروغ‌گو است حدیث را از او نمی‌پذیرند، و گفتارش را باور نمی‌کنند، ولى می‌گویند: صحابى پیامبر(ص) است که رسول خدا را دید، از او حدیث شنید و از او فرا گرفت. بنابراین گفتارش را فرا می‌گیرند. خداوند در قرآن شما را از منافقان خبر داده، و آنان را چنان‌که شایسته است، معرفى نموده است. اینان پس از پیامبر ماندند، و با دروغ و بهتان به پیشوایان گمراه و دعوت کنندگان به آتش، تقرّب جستند، پس [با جعل احادیث] آنها را صاحب اختیار کارها و حاکم بر مال و جان مردم گردانیدند، و به‌وسیله ایشان دنیا را خوردند و بدون شک مردم براى دنیاى خود همراه حاکمانند مگر کسى که خداوند او را حفظ کند.
۷ – حسادت نسبت به آسایش و راحتی مردم: «حَسَدَةُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَکِّدُو الْبَلَاءِ وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ لَهُمْ بِکُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ و …»؛[۸] بر راحت بودن مردمان حسد می‌برند، بر گرفتارى دیگران می‌افزایند، و امیدواران را نومید می‌کنند. در هر راهى براى ایشان به خاک افتاده‌اى است (براى تباه کردن، راه‌ها در نظر گرفته‌اند) و نزد هر دلى وسیله‌اى دارند (می‌توانند با هر کسى به میل و خواست او سخن گویند) و در هر غمّ و اندوهى اشک‌ها ریزند [تا به‌وسیله آن به مقصود خود برسند].
۸ – آسیب رساندن به مردم در هر شرایطی: «قَدْ أَعَدُّوا لِکُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِکُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِکُلِّ حَیٍّ قَاتِلًا وَ لِکُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِکُلِّ لَیْلٍ مِصْبَاحا»؛[۹] برابر هر حقّى باطلى، و براى هر راستى کژی‌اى، و براى هر زنده‌اى قاتلى، و براى هر درى کلیدى، و براى هر شبى چراغى آماده کرده‌اند. در سؤال اصرار ورزند، و به وقت سرزنش، پرده درى کنند.
۹ – زیبا نشان دادن داشته‌های خود: «یَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْیَأْسِ لِیُقِیمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُم‏…»؛[۱۰] بی‌نیازى [به مال مردم] را براى طمع و آز خود وسیله قرار می‌دهند تا بازارشان را نگاه داشته و کالاهاى بی‌ارزش خود را که نفیس و پاکیزه می‌پندارند رواج دهند (از راه تزویر، خود را بی‌علاقه به دنیا نشان داده اظهار بی‌نیازى می‌نمایند تا به هدفشان برسند).

[۱]. شریف الرضى، محمد بن حسین‏، نهج البلاغة، محقق، مصحح، صبحی صالح، خ ۱۹۴، ص ۳۰۷، قم،‌ هجرت‏، چاپ اول‏، ۱۴۱۴ق‏.
[۲]. همان، خ ۱۷۶، ص ۲۵۳٫
[۳]. همان، خ ۲۱۰، ص ۳۲۵٫
[۴]. همان، نامه ۲۷، ص ۳۸۵٫
[۵]. همان، خ ۱۹۴، ص ۳۰۷٫
[۶]. همان، ح ۴۵، ص ۴۷۷٫
[۷]. همان، خ ۲۱۰، ص ۳۲۶٫
[۸]. همان، خ ۱۹۴، ص ۳۰۷٫
[۹]. همان.
[۱۰]. همان.

۱- سفینة البحار / ج ۲ / ص ۶۰۵

۲ ۲-۹-  بقره/ آیه ۸ تا ۱۵

۱۰- ۱۰ – تفسیر نورالثقلین / ج ۱ / ص ۳۰

۱۱- بقره/ آیه ۱۶

۱۲- همان / ۱۷

۱۳- همان / ۱۸

۱۴- اعراف/ آیه ۱۷۹

۱۵- بقره / ۱۹

۱۶-  همان/ ۲۰

در اسلام به چه کسی منافق گفته می شود؟

منافق از دیدگاه اسلام



بسم الله الرحمن الرحیم ، سرهندی هستم مدیر سایت جنبش مردمی احیای سبک زندگی اسلامی ، هدف ما از گردآوری این سایت الگو گیری از بزرگان اسلام و ترویج زندگی سالم است.


یک نظر برای “در اسلام به چه کسی منافق گفته می شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *